يك جوان خام و بىتجربه و از طبقه كمدرآمد جامعه ، كه قرآن شريف در مقام پاسخگويى فرمايد :
« قالْ انَّ الله اصْطَفهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً في العِلْمِ والجِسْمِ وَ الله يُؤتي مَلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ الله واسِعٌ عَليمٌ
« 1 » » او را به فرمانده لشگر قرار داديم زيرا دو صفت دارد ، يكى علم : او علم دارد ، كاردان است و مىداند چه بايد بكند . دوم تسلط بر نفس : او تسلط بر بعد مادى خويش دارد . شجاع است ، هوى و هوس را كوبيده ، نفس سركش را مهار كرده ، صفات رذيله را از خود دور كرده و مسلط بر بعد مادى خويش است . به اين دليل او را فرمانده لشگر قرار داديم . خوب ، گفتيم كه قرآن مطلب را به اشاره اثبات مىكند و مىگويد وقتى عقلت را به كار انداختى به قول ما طلبهها ديگر القاء خصوصيت كن ، بگو : امام بايد معصوم باشد ، علم به ما كان و ما يكون و ما هو كائن داشته باشد . اين امام است ، در هر زمان و هر كجا . اين هم مختص مىشود به دوازده امام ( ع ) براى اينكه اينها از نظر سنى و شيعه هم معصومند و هم علم به « ما كان » و با « ما يكون » و به « ما هو كائن » دارند .
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 247 . « رسول در جواب آنها گفت كه او از اين رو بدين مقام شايستهتر خواهد بود كه خداوندش برگزيده و در دانش و توانايى و قوت جسم ( خوشاندامى ) او را فزونى بخشيده و خدا ملك خود را به هر كسى خواهد بخشد كه او به حقيقت توانگر و دانا است »