ندارد . براى آشنائى با اين خصوصيات بايد به « صادق مصدّق » مراجعه شود . « صادق مصدّق » يعنى راستگوئى كه سخنش تأييد شده و پذيرفته شده است . فيلسوفان و متكلّمان بزرگ ، متذكّر شدهاند كه برهان ، فلسفه و عقل نمىتواند خصوصيات معاد را اثبات كند . ولى چون صادق مصدّق كه همان قرآن شريف و رسول گرامى ( ص ) و ائمهء طاهرين ( ع ) مىباشند ، از وجود آن خبر دادهاند ، عقل انسان نيز آن را مىپذيرد . زيرا بعد از آنكه عقل ، آمدن پيامبر و قرآن و امام را از طرف خداوند دانست ، بايد گفتار ايشان را نيز بپذيرد و قبول كند كه هرچه مىگويند مطابق واقعيت است و تمام گفتار آنان از جانب خداى تعالى است .
در واقع بايد گفت : « آنچه قرآن گفته ، وحى است » و « آنچه وحى است ، از جانب خداوند است » ، پس « آنچه در قرآن است ، از طرف خداوند است . »
آنچه در مباحث بعدى مىآيد ، همه از قرآن شريف است ؛ بنابراين ، عقل حكم مىكند كه مدّعاى اين مباحث همراه با دليل است و اگر اين دليل قرآنى بهتر از برهان فلسفى نباشد - كه هست - لااقل براى ادّعاى ما دليلى عقل پسند است .
معاد جسمانى
از قرآن كريم استفاده مىشود كه معاد نه فقط « معاد روحانى » بلكه « معاد جسمانى » نيز هست . يعنى در روز قيامت ، روح انسان در حالى كه متعلّق به جسم اوست ، وارد محشر مىشود و در واقع انسان ، مركّب از روح و جسم وارد محشر