نتيجهء اعمال خود را ببيند . بنابراين بايد جهان ديگرى كه ظرف حقيقى پاداشها و كيفرها است ، وجود داشته باشد .
ج ) برهان خلقت : همانگونه كه نوزاد براى ماندن در رحم مادر خلق نشده و اعضا و جوارحى دارد كه در اين جهان به كار مىآيد ، وجود آدمى براى جهان ديگرى خلق شده كه به خواستههاى بلند انسانيت و اميدهاى ارجمند آدميت دسترسى پيدا كند . جهانى كه در آن به هرچه اراده كند ، دست مىيابد و در حقيقت ظرف استكمال نهايى انسان است .
به يقين انسان با سعهء وجودى كه دارد ، براى رسيدن به يك زندگى ابدى و بدون رنج خلق شده است . يك زندگى جاويدان كه در آن شادىهاى بدون غم ، ارضاى غرائز انسانى بدون ملامت ، سلامتى بدون مرض ، جوانى بدون پيرى ، قوّت بدون ضعف ، رسيدن به معنويات ، رفع جهل و عجز ، كنار رفتن حجابهاى ظلمانى ، يقين مطلق و مدينهء فاضله ، به آسانى قابل دسترسى باشد . محيطى كه در آن ، رذالت ، حسد ، كينه و تكبّر وجود نداشته باشد و بالأخره اين انسان براى محيطى بدون ظلم و معصيت خلق شده است كه عدالت و اطاعت الهى در آن حكمفرما باشد .
رسيدن به اين آرمانهاى واقعى در اين دنيا براى هيچ انسانى ممكن نيست و جهان ديگرى بايد باشد كه آرزوهاى واقعى بشريت را محقّق سازد .
خبر دادن صادق مصدّق از معاد
از خصوصيات معاد ، جز دورنمائى در اختيار ما نيست و عقل بشرى نمىتواند به خصوصيات آن پى ببرد ، زيرا راهى به آنها