« ابني هذا الْحُسَيْن إِمَامُ ابْنُ امَامِ أَخُو إِمَام أبو أئمة تِسْعَة تَاسِعُهُمْ قَائِمُهُم يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً » « 1 »
و دستهاى از روايات مزبور به صورت روشن و بدون ابهام ، نام آن بزرگواران را يكى پس از ديگرى ، به وضوح مىشمارد . در اين مجال به جهت رعايت اختصار ، به ذكر يك روايت از روايات دستهء سوّم ، مىپردازيم :
« پيامبر اكرم ( ص ) دربارهء « اولى الامر » در پاسخ به سؤال جابر بن عبداللَّه انصارى كه سؤال كرد اولىالامر چهكسانى هستند ؟ فرمود : آنها جانشينان من و امام مسلمانان بعد از من هستند ، اوّل آنها على بن ابيطالب ، سپس حسن ، سپس حسين ، سپس على بن حسين ، سپس محمّد بن على كه در تورات به باقر معروف است و اى جابر تو او را درك مىكنى ؛ هنگامى كه او را ملاقات كردى سلام مرا به او برسان . سپس جعفر بن محمّد صادق ، سپس موسى بن جعفر ، سپس على بن موسى ، سپس محمّد بن على ، سپس على بن محمّد ، سپس حسن بن على ، سپس هم نام و كنيهام حجّت خدا در زمين و ذخيره خدا در بين بندگان خدا ، فرزند حسن بن على ، اوست كسى كه خدا شرق و غرب زمين را به دست او فتح مىكند ، اوست كسى كه از شيعيان و دوستانش
هامش
( 1 ) . النكتالاعتقاديهء ( الشّيخ المفيد ) ، ص 43