آنچه در مبحث تسليم و رضا بيان شد ، اين است كه انسان بايد راضى باشد به رضاى خداوند متعال . و اين رضايت به معناى عدم دخالت در تعيين سرنوشت نيست . اگر انسان با خداى سبحان رابطه پيدا كند و كردار و گفتار خود را با موازين دينى منطبق نمايد و ايمان قوى به خداوند داشته باشد ، مقدّر او حيات طيّب در اين دنيا و حيات طيّبتر در آخرت خواهد بود .
( مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثي وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون ) « 1 »
هر كس از مرد يا زن ، عمل نيك انجام دهد در حالى كه ايمان داشته باشد پس او را بىترديد ( در دنيا ) به زندگى پاكيزهاى زنده خواهيم داشت و ( در آخرت ) پاداششان را در برابر عملهاى بسيار خوبشان خواهيم داد .
چنانچه مقدّر گناهكاران و كسانى كه با خداوند منّان رابطه ندارند ، زندگى ناسالم و توأم با دلهره ، اضطراب خاطر و نگرانى خواهد بود . آن زندگى كه خداوند در آن حاكم نباشد ، تاريك ، وحشتناك و توأم با غم و غصه است .
( أَوْ كَظُلُماتٍ في بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحابٌ ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ إِذا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور ) « 2 »
يا ( عملهاى شرّ كافران ) مانند تاريكىهايى است ( براى غريق ) در دريايى ژرف كه آن را موجى مىپوشاند كه بالاى آن موجى ديگر است و از فراز آن ابرى است ، تاريكىهايى است انباشته بر روى هم كه اگر دست خود را ( در جلو ديدهاش ) بيرون آرد آن را به راحتى نمىبيند و كسى كه خدا براى او نورى قرار نداده هرگز نورى نخواهد داشت .
هامش
( 1 ) . النحل / 97
( 2 ) . النور / 40