بنابراين اعمال ، افكار ، نيات و گفتار هر انسانى دخالت كامل در سعادت و شقاوت او دارد و خداوند متعال براى همهء انسانها تقدير فرموده است كه در صورت ارتباط با معنويات و انجام وظيفه ، سعادتمند شوند و در صورت گريز از ارزشهاى معنوى و كوتاهى در انجام وظيفه ، به شقاوت ابدى برسند .
حال اگر بهفرض نادر ، كسى رابطهء محكمى با خداى خود برقرار نمود و وظايف خود را نيز به درستى انجام داد و با اين حال ، يك زندگى ناسالم به سراغ او آمد ، بايد به اين نكته پى ببرد كه مصلحت وى چنين اقتضا مىكند و بايد در برابر اين مصلحت كه خواست خداوند است ، تسليم محض باشد . به عبارت ديگر ، در موارد بسيار نادر و كميابى ، مقدّر الهى براى بنده اين است كه در دنيا زندگى ناسالم و همراه با مشكل و تنگنا داشته باشد . چنين بندهاى ، علاوه بر اينكه بايد در برابر مقدّر الهى تسليم و راضى به رضاى خداوند باشد ، لازم است بداند كه پروردگار عالَم ، عالِم به حال او و قادر به حلّ مشكل او است . افزون بر اين بايد خداى تعالى را حكيم ، رئوف ، جواد و كريم بداند تا بتواند درك كند آنچه در زندگى او ، رخ داده است ، قطعاً به مصلحت او مىباشد .
به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست * عاشقم بر همه عالم كه همه عالم ازاوست
به ارادت بخورم زهر كه شاهد ساقى است * به ارادت بكنم درد كه درمان هم از اوست
خداى مهربان كه خالق انسان است ، مصلحت آدمى را بهتر تشخيص مىدهد . از اين رو مىفرمايد :
( وَ عَسي أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسي أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون ) « 1 »
و حال آنكه براى شما ناخوشايند است ، و بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما بهتر است ، و بسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بدتر است ، و خدا مىداند و شما نمىدانيد .
هامش
( 1 ) . البقرة / 216