ركن سوّم ، راضى بودن انسان به مقدّرات الهى و پذيرش قضاى خداوند است .
ركن چهارم آن است كه بنده ، تسليم اوامر خداى تعالى باشد .
تسليم و رضا در برابر مقدّرات الهى
كسى كه به مقام تسليم و رضا در برابر مقدّرات الهى مىرسد ، باور دارد كه هرچه در جهان هستى رخ مىدهد ، بهجا و از روى حكمت است . بر اساس دستاوردهاى علم نجوم ، كرهء زمين بيش از شانزده نوع حركت دارد . دو حركت مهمّ آن ، حركات وضعى و انتقالى است . اين حركات آن چنان دقيق است كه اگر ذرهاى تندتر يا كندتر شود ، اصطكاك عجيبى در عالم به وجود مىآيد و همهء ستارهها و كهكشانها به يكديگر اصابت مىكنند و به طور كلى زمين در فضا پرتاب و نابود مىشود . عقيدهء انسان راجع به حكمت رخدادهاى جهان و مقدّرات موجودات بايد چنين باشد و به واقع درك كند كه اگر غير از سرنوشتى كه از سوى خداوند حكيم براى او رقم زده شده است ، نصيب او مىشد ، به نابودى و تباهى او مىانجاميد . با كمى دقّت معلوم مىشود كه مقدّرات مخلوقات خداى سبحان ، مانند حركات كرهء زمين ، به تمام معنا از روى مصلحت تامّهء ملزمه صورت مىپذيرد .
مقدّرى كه به گُل نكهت و بهگِل جان داد * به هركه هرچه سزا ديد حكمتش آن داد
اين مطلب از منظر عقل نيز اثبات مىشود . عقل انسان پذيرفته است كه خداوند تعالى قادر مطلق و عالم بىمانند است . پس به حال بندگان خويش واقف و آگاه و بر رفع مشكلات و تغيير سرنوشت آنان ، قادر است . حقتعالى جواد و كريم است و در رأفت و مهربانى ما فوق حدّ تصور انسان مىباشد . خداوند متعال حكيم است و كليهء امور بر وفق حكمت است . از اين رو مقدّرات چنين خدائى ، بهترين مقدّرات و مخلوقات ذات بارى ، عالىترين مخلوقات هستند و او همهء امورات عالم هستى را به بالاترين وجه ممكن تقدير فرموده و يقيناً به مصلحت مخلوقات است .
حال كه عقل انسان با اين برهان كه در فلسفه « برهان لمّى » نام دارد ، به حكيمانه