و نيز در آيهء ديگرى مىفرمايد :
( وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم ) « 1 »
و اگر خداوند تو را زيانى برساند آن را جز او بر طرف كنندهاى نيست ، و اگر براى تو نيكى بخواهد هرگز فضل او را رد كنندهاى نباشد ، او خير خود را به هر كس از بندگانش بخواهد مىرساند و اوست كه بسيار آمرزنده و مهربان است .
و خوشا به حال آنان كه درك واقعى از اين آيات دارند و به كمال توحيد افعالى دست يافتهاند . البته رسيدن به اين مرتبه و دستيابى كامل به توحيد افعالى ، گاهى براى عموم مردم نيز رخ مىدهد و آن هنگامى است كه در بنبست يا تنگنائى گرفتار آيند و هيچ فريادرسى نداشته باشند . وقتى انسان مطمئن شود كه واقعاً دستش از همهء اسباب و وسائل كوتاه شده است و هيچ پناهى ندارد ، وقتى آدمى دريابد كه همهء اسباب ظاهرى كه به آنها دل بسته بود ، او را تنها رها كردهاند ، كمال توحيد را پيدا مىكند . آن وقت است كه فرياد خدا ، خداى او بلند مىشود و با اعماق وجود ، خداوند منّان را مىخواند . در آن هنگام يك خدا را مىخواند ، يعنى قلب او شهادت به وحدانيّت خداوند مىدهد . خدا را با همهء اسماء و صفاتش مىخواند ، چون براى نجات از گرفتارى ، عملًا به قدرت و علم و رأفت و ساير صفات خداوند گواهى داده است كه از او مدد مىجويد . خداى او شايستهء پرستش و بندگى است ، چون ناخودآگاه به سجده مىافتد و تضرّع و زارى مىكند . و بالأخره خداوند را تنها مؤثّر در عالم وجود و اوّلين و آخرين سبب ، مىيابد و به او پناه مىبرد .
قرآن شريف مىفرمايد : وقتى دريا طوفانى شود و ديگر هيچ چيز و هيچ كس به داد انسان نرسد ، صداى خدا خداى او بلند مىشود و در محضر حق تعالى پناه مىگيرد .
هامش
( 1 ) . يونس / 107