« لَو لا ان الشَّياطين يَحُومُون عَلى قُلُوبِ بَنى آدَم لَنَظرُوا الى مَلَكُوتِ السَّمواتِ وَ الْارْض » « 1 »
اگر نبود آن كه شياطين بر دل هاى فرزندان آدم هجوم مىبرند ، هرآينه ديدهء آنان بهملكوت آسمانها و زمين ، روشن مىگشت .
* حركت بهسوى عرفات ؛ پس از توجّه به نفس و تمايلات ؛ اين بار توجّه به خداوند ، توجّه به سرزمينى كه جاذبهء ملكوتى سراسر آن را فرا گرفته است ، شتافتن بهسوى جذب ، جذب كهربائى يار ، از دل هاى بيقرار . جذب « وجودِ واقعىِ » « وجود نما » را ، جذب عاشق معشوق را ، و به عبارت رساتر جذب خدا بنده را ، و حبّذا بر اين جذبهء شيرين ؛ « هَنيئاً لِارْبابِ النّعيم نَعيمُهُم » .
عرفه ؛ يعنى اعتراف بندگان در پيشگاه حق .
« وَ اعْتَرِفْ بِالْخَطايا بِعَرَفات » « 2 »
و در عرفات به گناهان خويش اعتراف كن .
عرفه ؛ يعنى كسب معرفت ، معرفت مبدأ و معاد و تجديد عهد با
هامش
( 1 ) 1 . بحارالانوار ، ج 7 ، ص 59
( 2 ) 2 . مصباح الشّريعة ، باب 22