و از اين رو آن كس كه سعى بين صفا و مروه كند و هنوز روح خوديت و منيت ، در او زنده باشد ، به حقيقت سعى نرسيده است . اگر برابر برخى از روايات در اين مكان شيطان بر ابراهيم ( ع ) مجسّم گشته و حضرتش با سعى خود او را تعقيب كرده تا از ساحت مقدّس بيتاللَّه دور سازد ؛ « 1 » پس حاجى سالك نيز با اين عمل ، حركت ابراهيم خليل را تكرار مىكند و شيطان را از قلب خود كه نهتنها خانهء خدا كه « عرش قدس الهى » است ، مىراند و با هروله كردن ، از هوى و هوس خود فرار مىكند و از قدرت و شخصيت خود ، تبرّى مىجويد :
« وَ هَرْوِل هَرْوَلَةً هَرَباً مِن هَواكَ وَ تَبَرِّياً مِن جَميعِ حَولِكَ وَ قُوَّتِكَ » « 2 »
و به اين وسيله ، روح و درون خود را براى لقاء و ديدار يار ، پاك و پاكيزه و آماده مىگرداند :
« وَ صَفَّ رُوحَكَ وَ سِرَّكَ لِلِقاءِ اللَّهِ يَوم تَلْقاهُ بِوُقُوفِكَ
هامش
( 1 ) 1 . وسائل الشّيعه ، ج 9 ، ص 513
( 2 ) 2 . مصباح الشّريعة ، باب 22