نرفته است ؛ كسى كه از جاذبهء خدا و نبوّت و ولايت - كه سراسر آن سرزمين پاك را فرا گرفته است - بهرهاى نبرد ، در حقيقت عرفات او رفع تكليفى بيش نبوده و او از محدودهء فقه به سوى قلمرو بيكران « فقهِ فقه » خارج نگشته است .
* حركت به جانب مشعر ؛ مشعر نزد خداوند متعال ، از درجهء خاصّى برخوردار است ، از اين جهت در قرآن با صفت حرام و احترام از آن ياد مىشود :
فَاذا أَفَضْتُم مِن عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوااللَّهَعِنْدَ الْمَشْعَرِالْحَرام « 1 »
و هنگامى كه از عرفات كوچ كرديد ، خدا را نزد مشعرالحرام ياد كنيد .
چنان كه گاهِ منزل كردن در آن ديار ، ( بين الطّلوعين ) نزد يار ، برترين ساعات شبانه روز است و آنچه خداوند در قرآن در اين مكان قدسى و در اين زمان مقدّس خواسته است ، ذكر خداست ، با ياد خدا كسب شعور و كياست و فطانت و دقّت و ظرافت نمودن ، سرايت دادن ايمان از دل به تمام اعضا و مشاعر . مشعر به ما مىآموزد آنچه از عرفه برداشت كردهاى در اينجا به واسطهء
هامش
( 1 ) 1 . بقره / 198