و در اثر بيعت مردم ، وى خليفه و ولىّ و حاكم اسلام گرديد ، اين هم ، شبههاى نادرست و ادّعايى بدون دليل است ؛ چرا كه اگر چنين احتمالهايى در اسلام مطرح شود ، بايد گفت كه بنياد اسلام سُست خواهد شد ؛ زيرا در اين صورت راجع به نماز ، روزه ، خمس ، زكات ، حجّ ، جهاد ، امر به معروف و نهى از منكر ، تولّا و تبرّا نيز اين احتمال مطرح خواهد شد كه پيغمبراكرم ( ص ) نظرات شخصى خود را فرمودهاند ، در حالى كه آن بزرگوار هر آنچه فرموده است ، وحى الهى است :
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الهَوى إنْ هُوَ الّا وَحْىٌ يُوحَى
« 1 » و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد ، سخن او ، هيچ چيز ، غير از وحى خداوند كه بر او نازل مىشود ، نيست .
و نصب خلافت و ولايت ، بدون ترديد از فروع دين ، مهمتر و بالاتر است . امام صادق ( ع ) فرمودند :
« بُنىَ الاسْلامُ عَلى خَمْسٍ : عَلَى الصَّلاة وَ الزَّكاة وَ الصَّومِ وَ الْحَجّ وَ الْوَلايَة وَ لَمْ يُنادَ بشَىْءٍ مثْلَ ما نُودىَ بالْوَلايَة » « 2 »
اسلام بر پنج چيز بنا شده است ؛ نماز و زكات و روزه و حجّ و ولايت ، و به ( سوى ) هيچ كدام ( از اينها ) دعوت نشده ، آنگونه كه به ( سوى ) ولايت فراخوانده شده است .
شبههء سوّم : عدم وجود نام اميرالمؤمنين و فرزندانشان ( ع ) در قرآن
شبههء ديگرى مطرح شده است كه اگر امر ولايت از اهميّت بسيارى برخوردار است و اگر امامت حضرت امام على ( ع ) و فرزندانشان قطعى است ،
هامش
( 1 ) نجم / 4 - 3
( 2 ) الكافى ، ج 2 ، ص 18