تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسلام، آيين رستگارى (فارسى) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
يقيناً مراد از « ولايت » در اين آيه‌ى شريفه ، دست كم ، ولايت تشريعى است ؛ يعنى حكومت الهيّه بر مردم . ولى اينكه گفته شود مراد از ولايت ، « محبّت » ، « نصرت » يا مفاهيمى نظير اينها است ، علاوه بر اينكه ، چنين آرايى ، بازى كردن با الفاظ بلكه با وجدان و انديشه و شعور است ، با كلمه « إنَّمَا » در ابتداء آيه‌ى شريفه منافات دارد . آنچه با نظر دقيق به اين آيه استفاده مىشود ، اين است كه خداى متعال ولايت تكوينى و ولايت تشريعى خود را كه به طور ذاتى و استقلالى داراست ، به طور تبعى و غير ذاتى به پيامبر گرامى ( ص ) و حضرت اميرالمؤمنين ( ع ) عنايت فرموده است . در اينجا لازم است تذكرى داده شود و آن اينكه شيعه و سنّى بايد توجّه كنند كه اهميت دادن خداى متعال و رسول گرامى ( ص ) به ولايت اهلبيت ( ع ) مخصوصاً ولايت اميرالمؤمنين ( ع ) چيزى نيست كه قابل انكار باشد . انكار يا توجيه اين امر ، در حقيقت نفى عقل و بازى با الفاظ است و جز لجاج و عناد و تقليد از گذشتگان منشأ ديگرى ندارد .
إنّا وَجَدْنا آبائَنا عَلى امَّة وَ إنّا عَلى آثارِهمْ مُقْتَدُونَ
« 1 » ما پدران خود را بر آيينى يافتيم و به آثار آنان اقتدا مىكنيم . عقل چگونه مىتواند قبول كند خداى متعال امر ولايت را - كه بالاتر از هر چيزى است - در قرآن شريف كه عرصهء بيان همهء امور مهمّ است ، ذكر نفرمايد ؟ و يا رسول‌الله ( ص ) كه مبيّن قرآن شريف است آن را بيان نفرمايد ؟
وَ نَزَّلنا عَلَيْكَ الْكتابَ تبْياناً لكُلِّ شَىْءٍ
« 2 » و ما اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است .
هامش
( 1 ) زخرف / 23 ( 2 ) نحل / 89