ب ) هدايت تكوينى ؛ « معجزه »
مراد از هدايت تكوينى ، معجزه است كه هر پيامبرى بايد براى اثبات نبوّت خود داشته باشد ، همانگونه كه تمام پيامبران داشتهاند :
لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلَنا بالْبَيِّنات
« 1 » ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم .
و مراد از معجزه آن است كه احدى نتواند آن را بياورد ، گرچه از اهل رياضت يا كرامت باشد ؛ مانند عصاى حضرت موسى ( ع ) و زنده كردن مردگان توسّط حضرت عيسى ( ع ) و نزول قرآن كريم كه معجزهء جاويد نبىاكرم ( ص ) است .
البته در يك معناى وسيعتر و با يك برداشت دقيقتر ، مىتوان گفت : مقصود از اين هدايت تكوينى ، همان واسطهء فيضى است كه فلاسفهء بزرگ مانند صدر المتألّهين دربارهء آن حرفهاى شنيدنى و قابل دقّت و تعمّق دارند و از آن به « امامت تكوينى » و يا « امامت در قرآن » ياد كردهاند و هر يك از انبياء و اوصياء به مقدار سعهء وجودى ، از اين هدايت تكوينى بهرهاى داشتهاند . غالب آنان به اندازهء احتياج در امر نبوّت از آن واسطهء فيض بهره و برخى از آنان به طور مطلق واسطهء فيض حقّ تعالى بودهاند ، ولى فقط در زمان نبوّت :
وَ جَعَلْناهُمْ أئِمَّة يَهْدُونَ بأمْرِنا
« 2 » و ايشان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما ( مردم را ) هدايت مىكردند .
امّا پيامبر گرامى و اوصياى بزرگوار ايشان بر اساس قاعدهء « امكان اشرف » ،
هامش
( 1 ) حديد / 25
( 2 ) انبياء / 73