ه - ) تعليم دين
وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحكْمَة
« 1 » و كتاب و حكمت به آنها بياموزد .
تاريخ انبياء الهى نيز به وجود اين فوائد شهادت مىدهد . وقتى چنين باشد قاعدهء حكمت بارى تعالى و قاعدهء لطف آن لطيف ( جلَّوعَلا ) اقتضا دارد كه فرستادن پيامبران و نزول كتابهاى آسمانى و نصب اوصياء به دست او انجام شود ، بلكه از او كه فيّاض علىالاطلاق ( فيضدهندهء مطلق ) است ، منع فيض از موجودى كه اقتضاى گرفتن فيض را دارد ، محال است و چون وجود انبياء و اوصياء ، عين فيض است و انسان نيز اقتضاى پذيرش چنين فيضى را دارد ، پس محال است كه از طرف حقّ - تباركوتعالى - چنين فيضى به انسان افاضه نشود .
3 - 2 ابزار پيامبران براى هدايت انسانها
انبياى عظام و اوصياى كرام براى هدايت مردم و رساندن پيام الهى به ايشان ، نيازمند ابزارى هستند . همان دلايلى كه بر لزوم بعثت پيامبران و نازل كردن كتابهاى آسمانى و نصب اوصياء دلالت دارد ( قاعدهء لطف ، قاعدهء حكمت و قاعدهء لزوم افاضهء فيض ) ، همچنين دلالت مىكند كه خداوند متعال ابزار و وسايل هدايت را نيز با آنان فرستاده است . اين وسايل و ابزار عبارتند از :
الف ) هدايت تشريعى ؛ « وحى »
مراد از هدايت تشريعى ، همان « وحى » است كه رابطهء شهودى ميان خداوند متعال و پيامبران گرامى اوست . به عبارت ديگر همان « علم حضورى » است كه
هامش
( 1 ) آلعمران / 164