5 - 11 پاداش و كيفر ، تكوينى است نه قراردادى
از بحثهاى قبلى به خوبى استفاده شد كه رابطهء دنيا و آخرت ، رابطهء عينيّت و ظاهر و باطن است و اين دو در حقيقت دو روى يك سكّهاند ؛ سكّهاى كه يك روى آن دنيا و روى ديگر آن آخرت است . آنچه را ما در اينجا مىكاريم در آنجا برداشت مىكنيم و نتيجهء اعمال دنيايى را در آن سرا مىيابيم ، اگر خوب است به صورت نعمتهاى بهشت و اگر بد است به صورت نقمتهاى جهنّم :
فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مثْقالَ ذَرَّة شَرّاً يَرَهُ
« 1 » هر كس به اندازه ذرّهاى كار خير انجام دهد آن را مىبيند و هر كس به اندازه ذرّهاى كار بد كرده آن را مىبيند .
اين آيهء شريفه كه نظير آن در قرآن شريف فراوان بوده و از محكمات است و تقدير و تأويل ندارد ، دلالت مىكند كه انسان ، خودِ آن خير يا شرّ را مىبيند نه جزاى آن را ، اگر ذرّهاى خوبى كند همان را به صورت پاداش و نعمتهاى بهشتى مىيابد و اگر ذرّهاى بدى كند ، همان را به صورت آتش و نقمتهايى در جهنم مىيابد و از طرف حقّ - تبارك و تعالى - به آنها چنين خطاب مىشود :
ذلكَ بِما قَدَّمَتْ ايْديكُمْ وَ انَّ اللهَ لَيْسَ بِظَلّامٍ للْعَبيِد
« 2 » اين در مقابل كارهايى است كه از پيش فرستادهايد ، خداوند نسبت به بندگانش هرگز ستم روا نمىدارد .
بنابر اين مسألهء خلود و جاودانگى پاكان و نيكان در بهشت و خلود و جاودانگى آلودگان و معصيت كاران در جهنّم براى اهل جهنّم امرى طبيعى است . همچنين عذابهاى دردناك جهنّم نظير نعمتهاى بهشتى امرى قراردادى
هامش
( 1 ) زلزال / 8 - 7
( 2 ) انفال / 51