هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته ، مگر اينكه آن را به شمار آورده است ؟ و آنچه را انجام دادهاند ، حاضر مىبيند .
اين ترسيم و تصوير از نامهء عمل ، آن است كه در روز قيامت ، اعمال نيك و بد آدميان ، به صورتى متناسب با قيامت درآمده و آن صورت ، در خارج و نزد صاحب آن مجسّم و ظاهر مىشود و در حقيقت ، عمل به گونهاى ظهور پيدا مىكند كه داراى حيات و شعور است . و اين همان نوع دوّم از « تجسّم عمل » است كه در بحث گذشته ، گفته شد .
3 ) « ظهور و بروز هويّات » و صفحهء نفس انسان كه بالاتر ، بهتر ، ظاهرتر و گوياتر از هر نامهاى است :
وَ كُلَّ انْسانٍ الْزَمْناهُ طائرَهُ فى عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَومَ الْقيامَة كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً إقْرَءْ كِتابَكَ كَفى بنَفْسِكَ الْيَومَ عَلَيْكَ حَسيِباً
« 1 » و هر انسانى ، اعمالش را به گردنش آويختهايم و روز قيامت كتابى براى او بيرون بياوريم كه آن را در برابر خود گشوده مىبيند ، ( به او مىگوييم ) كتابت را بخوان ، كافى است كه امروز ، خود حسابگر خويش باشى .
اين تصوير از نامهء عمل ، در حقيقت آن است كه هويّت هر شخصى - كه در اثر انجام اعمال صالح و غير صالح - براى او پديد آمده است ، در روز رستاخيز ، بروز و ظهور كرده و او را به همان شكل و گونهاى در مىآورد كه نتيجهء اعمالش اقتضاء مىكند و به اين ترتيب او خودش از اين هويّت پديد آمده مىتواند حسابگر خويش باشد .
هامش
( 1 ) اسراء / 13