اعمال نيست ، بلكه بروز و ظهور خود اعمال است كه به اين صورت در آمده و در حقيقت « تجسّم عمل » انسان در اين دنياست :
وَ لَو أَنَّ اهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ منَ السَّماء وَ الأرْضِ وَ لكِنْ كَذَّبُوا فَاخَذْناهُمْ بِمَا كانُوا يَكْسِبُونَ
« 1 » اگر اهل شهرها ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند بركات آسمان و زمين را بر آنها مىگشوديم ولى ( آنها حقّ را ) تكذيب كردند ، ما هم آنان را به كيفر اعمالشان مجازات كرديم .
وَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلًا قَرْيَة كانَتْ آمِنَة مُطْمَئِنَّة يَأتِيها رِزقُها رَغَداً مِنْ كُلّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بانْعُمِ اللهِ فَأذاقَهَا اللهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ
« 2 » خداوند منطقهاى را مثل زده است كه امن و امان بود و روزىِ ( اهل ) آن منطقه از هر سو مىرسيد ، امّا نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند و خداوند به خاطر اعمالى كه انجام مىدادند ، لباس گرسنگى و ترس را بر اندامشان پوشانيد .
نظير اين دو آيه كه در آنها بركات و بلايا ، همان اعمال انسان معرّفى مىشود ، بسيار است .
2 ) شكل دوّم از تجسّم عمل كه تجسّم عمل در آخرت است ، به اين معنى است كه اعمال ما ( خوب يا بد ) صورت ملكوتى دارد و همه جا با ما است ، اگر خوب است به شكل مونس خوب و اگر بد است به شكل مونس بد ، ظاهر و مجسّم خواهد شد . مونسى كه داراى حيات و شعور مىباشد :
هامش
( 1 ) اعراف / 96
( 2 ) نحل / 112