يَومَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَاقَدَّمَتْ يَداهُ وَ يَقُولُ الْكافرُ يا لَيْتَنى كُنْتُ تُرابَاً
« 1 » روزى كه انسان آنچه را از قبل با دستهاى خود فرستاده مىبيند و كافر مىگويد اى كاش خاك بودم .
وَ جىءَ يَومَئذٍ بجَهَنَّمَ يَومَئذٍ يَتَذَكَّرُ الإنْسانُ وَ انّى لَهُ الذّكْرى يَقُولُ يا لَيْتَنى قَدَّمْتُ لحَياتى
« 2 » و در آن روز جهنّم را حاضر مىكند ، در آن روز انسان متذكّر مىشود ، امّا اين تذكّر چه سودى براى او دارد ؟ مىگويد اى كاش براى زندگيم چيزى از پيش فرستاده بودم .
مولوى در توصيف همين مسأله با اشاره به نعمتهاى بهشتى و نقمتهاى جهنّمى چنين سروده است :
آن درختان مر ترا فرمان بَرند كآن درختان از صفاتت با بَرند
چون به امر تُست اينجا ، اين صفات پس در امر تست آنجا ، آن جَزات
چون ز دستت ، زخم بر مظلوم رَست آن درختى گشت ، از آن زقّوم رَست
اين سخنهاى چو مار و كژدُمت مار و كژدُم گشت و مىگيرد دُمت
3 ) نوع سوّم از تجسّم عمل كه هم در اين دنيا و هم در آخرت ، وجود دارد ، عبارت است از تكوين هويّت براى انسانها . توضيح بيشتر اين مطلب آن است كه : از نظر قرآن كريم و روايات ، بلكه از نظر عقل و مشاهدات عقل و مشاهدات اهل الله ، تناسخ دقيقى در انسانها وجود دارد - كه غير از آن تناسخ باطل است و ربطى به آن ندارد - و آن اين است كه رفتار و كردار انسانها ، تأثير به سزايى در تكوين هويّت آنها دارد ؛ به اين شكل كه افعال و اعمال ما
هامش
( 1 ) نبأ / 40
( 2 ) فجر / 24 - 23