فصل سى و نهم : صراط
از قرآن شريف استفاده مىشود كه راه بهشت از جهنّم مىگذرد و همهء مردم بايد آن راه را طى كنند ، اگر بهشتى باشند از جهنّم مىگذرند و سپس به بهشت مىرسند و اگر جهنّمى باشند همانجا مىمانند و نمىتوانند از جهنّم خارج شوند :
« وَ انْ مِنْكُمْ الّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيّاً ثُمَّ نُنَجِّى الَّذينَ اتَّقَوا وَ نَذَرُ الظَّالِمينَ فيها جِثِيّاً » .
« 1 » « و همهء شما وارد جهنّم مىشويد ، اين امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت ، سپس آنها را كه تقوا پيشه كردند از آن رهايى مىبخشيم و ستمگران را كه به زانو در آمدهاند در آن رها مىسازيم » .
و به همين جهت ، صراط را « پل صراط » ، ناميدهاند ، گويى پلى است كه از روى جهنّم مىگذرد . و از آنجا كه آخرت ، باطن همين دنياست ، صراطِ آنجا نيز در حقيقت ، باطنِ صراطِ دنياست و از اينرو صراط در قيامت در دنيا نيز وجود دارد و آن ، همان « صراط مستقيم » است .
قرآن كريم در آيات فراوانى صراط مستقيم را « اسلام » مىداند :
« وَ انَّ هذا صِراطى مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ » .
« 2 » « اين راه مستقيم من است از آن پيروى كنيد و از راههاى پراكنده پيروى نكنيد كه شما را از راه حقّ دور مىسازد » .
و معلوم است كه « صراط مستقيم » داراى دقّت و ظرافتِ بسيار است با كوچكترين غفلتى ، موجب انحراف انسان شده و غفلت از آن انحراف ، به كفر و نفاق مىانجامد . بنابراين صراط در اين دنيا نيز مثل صراط در آخرت ، دقيق و باريك و برنده و سوزنده است و از اين جهت ، بايد براى گذشتن از آن ، توجّه ، تضرّع ، تقوا ، تخليه ، تحليه ، تجليه و لقاء و داشتن راهنما را شرط اساسى و رستگارى بدانيم .
از آنچه گفته شد ، روشن مىشود كه هر كس كه در اين دنيا صراط مستقيم را با صحّت و
هامش
( 1 ) - مريم / 72 - 71 .
( 2 ) - انعام / 153 .