« وَ كُلَّ انْسانٍ الْزَمْناهُ طائِرَهُ فى عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَومَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً اقْرَءْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَومَ عَلَيْكَ حَسيباً » .
« 1 » « و هر انسانى ، اعمالش را به گردنش آويختهايم و روز قيامت كتابى براى او بيرون بياوريم كه آن را در برابر خود گشوده مىبيند ، ( به او مىگوييم ) كتابت را بخوان ، كافى است كه امروز ، خود حسابگر خويش باشى » .
اين تصوير از نامهء عمل ، در حقيقت آن است كه هويّت هر شخصى - كه در اثر انجام اعمال صالح و غير صالح - براى او پديد آمده است ، در روز رستاخيز ، بروز و ظهور كرده و او را به همان شكل و گونهاى در مىآورد كه نتيجهء اعمالش اقتضاء مىكند و به اين ترتيب او خودش از اين هويّت پديد آمده مىتواند حسابگر خويش باشد .
فصل سى و پنجم : پاداش و كيفر ، تكوينى است نه قراردادى
از بحثهاى قبلى به خوبى استفاده شد كه رابطهء دنيا و آخرت ، رابطهء عينيّت و ظاهر و باطن است و اين دو در حقيقت دو روى يك سكّهاند ، سكّهاى كه يك روى آن دنيا و روى ديگر آن آخرت است . آنچه را ما در اينجا مىكاريم در آنجا برداشت مىكنيم و نتيجهء اعمال دنيايى را در آن سرا مىيابيم ، اگر خوب است به صورت نعمتهاى بهشت و اگر بد است به صورت نقمتهاى جهنّم :
« فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرَّاً يَرَهُ » .
« 2 » « هر كس به اندازهء ذرّهاى كار خير انجام دهد آن را مىبيند و هر كس به اندازهء ذرّهاى كار بد كرده آن را مىبيند » .
اين آيهء شريفه كه نظير آن در قرآن شريف فراوان بوده و از محكمات است و تقدير و تأويل ندارد ، دلالت مىكند كه انسان ، خودِ آن خير يا شرّ را مىبيند نه جزاى آن را ، اگر ذرّهاى خوبى كند همان را به صورت پاداش و نعمتهاى بهشتى مىيابد و اگر ذرّهاى بدى كند ، همان را به صورت آتش و نقمتهايى در جهنم مىيابد و از طرف حقّ - تبارك و تعالى - به آنها چنين خطاب مىشود :
هامش
( 1 ) - اسراء / 13 .
( 2 ) - زلزال / 8 - 7 .