« مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَوريةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ اسْفاراً » .
« 1 » « كسانى كه مكلّف شدند به تورات عمل كنند ولى حقّ آن را ادا نكردند مانند دراز گوشى هستند كه كتابهايى را حمل مىكند » .
خلاصهء كلام اينكه تجسّم عمل به اين معنى ، در نزد اهل كشف و شهود امرى قطعى و شهودى است . علمى نيست بلكه يقينى است ، حصولى نيست بلكه حضورى است ، نقلى نيست بلكه عينى است و خلاصه غيبى نيست بلكه شهودى است چرا كه اهل معنى و صاحبان چشمهاى تيزبين ، اين هويّتها را در همين دنيا نيز ملاحظهمىكنند و از اينجهت است كه گفتيمقسم سوّم از تجسّمعمل ، هم در آخرت و هم در اين دنيا وجود دارد ، چنان كه اين مسأله در روايات نيز امرى قطعى است :
ابو بصير مىگويد در مراسم حجّ ، خدمت امام باقر عليه السلام بودم ، به ايشان گفتم : اى فرزند رسول خدا ! امسال افراد بسيارى به حجّ آمدهاند ، امام باقر عليه السلام فرمودند :
« ما اكْثَرَ الضَّجيج وَ أَقَلَّ الحَجيجُ » « 2 » « چه بسيارند فرياد كنندگان - و سياهى لشگر - و چه كماند حاجيان واقعى » .
ابو بصير مىگويد امام باقر عليه السلام دست به چشمهايم كشيدند و به اين وسيله چشمهايم تيزبين شد و من حيوانهاى گوناگونى را ديدم كه انسان در ميان آنها بسيار كم بود .
فصل سى و چهارم : نامهء اعمال
يكى از مسائل قطعى در بحث معاد « نامهء عمل » است . آيات فراوانى بر اين مطلب دلالت دارد ، كه در اين آيات ، سه گونه « نامهء عمل » در روز رستاخيز ، ترسيم و تصوير شده است :
1 ) « پروندهء عمر » ، كه بهشتيان ، آن را به دست راست و اهل جهنّم ، آن را به دست چپ خواهند گرفت :
« فَامَّا مَنْ اوتِىَ كِتابَهُ بِيَمينِهِ فَيَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَه . . . . فَهُوَ . . . . فى جَنَّةٍ عالِيَةٍ . . . . وَ امَّا مَنْ اوتِىَ كِتابَهُ بِشِمْالِهِ فَيَقُولُ يا لَيْتَنى لَمْ اوتَ كِتابِيَه . . . . خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ
هامش
( 1 ) - جمعه / 5 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ج 46 ، ص 261 ، باب 5 ، ح 62 .