الْجَحيمَ صَلُّوهُ » .
« 1 » « پس كسى كه نامهء اعمالش را به دست راستش مىدهند ( با شور و شعف ) فرياد مىزند نامهء اعمال مرا بگيريد و بخوانيد . . . . او . . . . در بهشتى برين است . . . .
و امّا كسى كه نامهء اعمالش را به دست چپش بدهند مىگويد اى كاش هرگز نامهء اعمالم را دريافت نكرده بودم . . . . او را بگيريد و در بند و زنجيرش كنيد سپس او را در دوزخ بيفكنيد » .
اين نامهء عمل ، در حقيقت كتابى است مشتمل بر آنچه كه ملائكهء رقيب و عتيد « 2 » از اعمال انسان برداشت كرده و نوشتهاند . .
2 ) « حضور همهء اعمال بد و خوب » و در حقيقت تجسّم همهء اعمال ريز و درشت و شايست و ناشايست انسان بگونهاى كه وى همهء آنچه را در اين دنيا انجام داده است ، در آن سرا حاضر مىيابد .
« وَ وُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الُمجْرِمينَ مُشْفِقينَ مِمَّا فيهِ وَ يَقُولُونَ يا وَيْلَتَنا مالِ هذَا اْلكِتابِ لا يُغادِرُ صَغيرةً وَ لا كَبيرَةً الّا احْصيها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً » .
« 3 » « و نامهء اعمال گذارده مىشود پس گناهكاران را مىبينى كه از آنچه در آن است ترسان و هراسانند و مىگويند واى بر ما اين چه كتابى است كه هيچ عمل كوچك و بزرگى را فرو نگذاشته مگر اينكه آن را به شمار آورده است ، و آنچه را انجام دادهاند حاضر مىبيند » .
اين ترسيم و تصوير از نامهء عمل ، آن است كه در روز قيامت ، اعمال نيك و بد آدميان ، به صورتى متناسب با قيامت درآمده و آن صورت ، در خارج و نزد صاحب آن مجسّم و ظاهر مىشود و در حقيقت ، عمل بگونهاى ظهور پيدا مىكند كه داراى حيات و شعور است . و اين همان نوع دوّم از « تجسّم عمل » است كه در فصل گذشته ، گفته شد .
3 ) « ظهور و بروز هويّات » و صفحهء نفس انسان كه بالاتر ، بهتر ، ظاهرتر و گوياتر از هر نامهاى است :
هامش
( 1 ) - حاقّه / 31 - 19 .
( 2 ) - در مورد ملائكهء « رقيب و عتيد » در فصل سى و دوّم ، توضيح داده شد .
( 3 ) - كهف / 49 .