« أَلَسْتُ اوْلى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ » ؟ « 1 » « آيا من اولى به شما نيستم از خودتان » ؟
معناى اين سخن اين است كه آيا من بر شما حكومت ندارم ؟ زيرا حكومت در اسلام كه از طرف خداى متعال به حاكم داده مىشود به اين معنى است كه خواست خدا در مال و جان و اولاد و همهء متصرّفات ، بر خواست ديگران مقدّم است ، چنان كه قرآن شريف مىفرمايد :
« وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ اذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ امْرَاً انْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ امْرِهِمْ » .
« 2 » « هيچ مرد و زن با ايمانى حقّ ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند ، اختيارى ( در برابر فرمان خدا ) داشته باشد » .
پس از سئوال پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، همه گفتند : آرى ، شما بر ما حكومت داريد و اولى هستيد ، آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، اميرالمؤمنين عليه السلام را بر سر دست بلند كرده و فرمودند :
« مَنْ كُنْتُ مَولاهُ فَهذا عَلِىٌّ مَولاهُ » . « هر كسى من مولاى او هستم اين على مولاى اوست » .
و اين جمله را سه مرتبه تكرار كردند سپس فرمودند :
« اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ ادِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دارَ الا فَلْيُبْلِغُ الشَّاهِدُ الْغائِبَ » . « خداوندا ! دوست بدار آن كس كه على عليه السلام را دوست مىدارد و دشمنى فرما با آن كس كه با على عليه السلام دشمنى مىورزد و يارى فرما آن كس كه او را يارى مىدهد و خوار فرما آنكه را كه او را خوار مىكند . و او را محور حقّ قرار ده . آگاه باشيد كه بايد شاهدان و حاضران ، سخن مرا به غائبان از اين جمع برسانند » .
همهء مردم با اميرالمؤمنين عليه السلام بيعت كردند . اوّلين كسانى كه با جملهء « بَخٍّ بَخٍّ لَكَ يا عَلى اصْبَحْتَ مَولاى وَ مَولى كُلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ » « 3 » با حضرت على عليه السلام بيعت نمودند عمر ، ابوبكر ،
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ج 21 ، ص 387 .
( 2 ) - احزاب / 36 .
( 3 ) - بحار الانوار ، ج 21 ، ص 388 : مبارك باد ، مبارك باد بر تو اى على ، تو اينك مولاى من و مولاى هر مرد و زن باايمان گرديدى .