« افَمَنْ يَهْدى الَى الْحَقِّ احَقُّ انْ يُتَّبَعَ امَّنْ لا يَهِدّى الَّا انْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ » .
« 1 » « آيا كسى كه هدايت به سوى حقّ مىكند براى پيروى شايستهتر است يا آن كسى كه خود هدايت نمىشود مگر آنكه هدايتش كنند ؟ شما را چه مىشود ، چگونه داورى مىكنيد » .
دليل دوّم : پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم به اقرار شيعه و سنّى طبق روايات متواتر ، هر كجا فرصتى به دست مىآوردند خلافت اميرالمؤمنين عليه السلام را گوشزد مىكردند .
به طور متواتر از شيعه و سنّى نقل شده است كه وقتى آيهء :
« وَ انْذِرْ عَشيرَتَكَ الْاقْرَبينَ » .
« 2 » « خويشاوندان نزديك را هشدار ده » .
نازل شد ، پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم سران قوم خود را فرا خواندند و دعوت خويش را آغاز فرمودند و در همان جلسه كه در حقيقت ، اوّلين دعوت رسمى پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم بود اميرالمؤمنين عليه السلام را به طور علنى به خلافت منصوب كرده و فرمودند :
« انَّ هذا اخى وَ وَصيىِ وَ وَزيرى وَ خَليفَتى فيكُمْ » . « 3 » « بدرستى كه او ( على ) برادر و وصى و ياور و جانشين من است در بين شما » .
بعد از آن نيز در خِلال هر فرصتى ، خلافت آن حضرت را به صراحت يادآورى مىفرمودند . « 4 » پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم همچنين بارها به حديث منزلت كه تواتر لفظى دارد اشاره كرده و به اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند :
« انْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى الّا أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى » . « 5 » « تو نسبت به من مانند هارون هستى نسبت به موسى ، مگر اينكه بعد از من پيامبرى نخواهد آمد » .
هامش
( 1 ) - يونس / 35 .
( 2 ) - شعراء / 214 .
( 3 ) - بحار الانوار ، ج 18 ، ص 191 ، ح 27 .
( 4 ) - بحار الانوار ، ج 22 ، ص 497 ، باب 1 ، ح 44 .
( 5 ) - بحار الانوار ، ج 26 ، ص 3 ، باب 14 ، ح 1 .