هنگامى كه محمّد از دنيا رفت فرزندش على ، و هنگامى كه على از دنيا رفت فرزندش حسن ، و سپس حجّت زمين را از عدل پر مىكند همانگونه كه از ظلم پر شده است » .
فصل بيستم : امامت و ولايت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام
در خصوص ولايت و خلافت بلافصل اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليه السلام بيش از هزار دليل آورده شده و عالمان بزرگ شيعه و سنّى در اين باره كتابها نوشتهاند ، كتابهايى مانند : عبقات الانوار ، المراجعات ، الغدير ، احقاق الحقّ از عالمان برجستهء شيعه ، و ينابيع الموّدة ، فصول المهمّة و شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد از عالمان بزرگ اهل سنّت ، ما از بين اين دليلها به سه دليل اشاره مىكنيم :
دليل اوّل : اميرالمؤمنين عليه السلام از هر نظر مخصوصاً از نظر علمى بر همگان مقدّم است و اگر غير از آيهء مباهله - كه اميرالمؤمنين عليه السلام در آن ، « نَفْس پيامبر گرامى » صلى الله عليه و آله و سلم ناميده شده است - نشان ديگرى براى افضل بودن حضرت على عليه السلام نبود ، همين آيه كافى بود كه او افضل خلق خدا دانسته شود :
« فَمَنْ حاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جائَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوا نَدْعُ ابْنائَنا وَ ابْنائَكُمْ وَ نِسائَنا وَ نِسائَكُمْ وَ انْفُسَنا وَ انْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ » . « 1 » « هر گاه بعد از علم و دانشى كه به تو رسيده ، كسانى با تو به ستيز برخيزند ، به آنها بگو بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم شما هم فرزندان خود را ، ما زنان خويش را دعوت كنيم شما هم زنان خود را ، ما از نفوس خود دعوت كنيم ، شما هم از نفوس خود ، آنگاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ گويان قرار دهيم » .
و از نظر عقلى ، بديهى است كه هر كس افضل است بايد مقدّم باشد ، بويژه در امر مهمّى چون خلافت و ولايت و اگر براى اين قاعدهء كلّى ، غير از « آيهء أَحَقّيّت » دليلى نداشتيم ، كافى بود كه بدانيم از نظر قرآن شريف و عقل ، اميرالمؤمنين عليه السلام خليفهء بلافصل پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم است :
هامش
( 1 ) - آل عمران / 61 .