چيزى است كه وسيلهء اعلام يك حركت الهى و راه خدايى باشد .
چيزهايى كه در تاريخ اسلام به عنوان شعاير حساب شده است ، علاوه بر برخى قوانين اساسى و دايمى اسلامى كه در خود متون اسلامى رسيده و شعاير بودن آنها ثابت شده است ، تجلّى دادن و عظمت نهادن قبور ائمّه و پيامبران و اولياء دين ، احترام به رؤساى مذهب و پيشوايان عادل دين ، بزرگداشت مساجد اسلامى ، زنده داشتن نام قيامها و بعثتهاى مذهبى همچون قيام حسين بن على عليه السلام مىباشد .
شك نيست كه با روش مزبور و بزرگداشت شعاير مزبور از راه « تداعى معانى » ذهن افراد متوجّه مذهب شده ياد خدا را زنده نگه مىدارد ، و همين از فوايد مهم اين شعاير است . سخن در حدود اين شعاير نيست كه مساجد اسلامى بايد تا چه اندازه زينت داشته باشد ؟ و خاصيت گنبد و مناره چيست ؟ قبور بزرگان دين تا چه اندازه عظمت ظاهرى داشته باشد ؟
سخن در اصل بزرگداشت اين امور است .
البته اگر اجتماع ، روشن بينى داشت ، و معانى را از ديد ظواهر نمىطلبيد ، و حقيقت را از حقيقت مىجست ، چه نيازى به تشريفات ظاهرى مساجد و قبور ائمّه بود ؟ و همانطور كه همه مىدانيم زينت مساجد از نظر اسلام كراهت دارد و تنها از آيهء « نور » در سورهء نور به زحمت مىتوان فهميد كه خداوند مىخواهد مساجد شكوه و عظمت ظاهرى نيز داشته باشند .
پيدا است كه اگر حكومت پيامبر صلى الله عليه و آله و يا على عليه السلام بود براى قبور گذشتگان دينى گنبد طلا و نقره نمىساختند چنان كه نساختند و هيچ گونه دستورى هم به اين كار ندادند و حتّى يك صدم دستورهاى اكيدى كه
نگاهى به سيستم سياسى اسلام (فارسى) — صفحة 98
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٩٨