ولى زين العابدين ، امام چهارم كه گفتار و كردارش مدركيّت دارد وقتى وارد مسجدالحرام مىشود مردم برايش راه باز مىكنند و تشريفاتى مىدهند كه هشام بن عبدالملك وليعهد خليفه نسبت به او حسادت مىورزد و جملهاى اهانتآميز مىگويد و فرزدق شاعر قهرمان ، قصيدهاى در مدح امام مىگويد كه به همان جهت محكوم به زندان مىشود و در « عسفان » محبوس مىشود ، امام برايش هدايا مىفرستد و او را تشويق مىكند ، او هدايا را پس مىفرستد كه براى خدا كردم نه دنيا ، امام پيام مىدهد كه حقيقت كار تو نزد خداوند محفوظ است اين را هم بگير و آنگاه او مىپذيرد ، هشام او را در زندان تهديد به قتل مىكند و او به دعاى امام نجات پيدا مىكند ، حقوقى كه از دفتر دولتى مىگرفت به كلى حذف مىشود و امام به عهده مىگيرد . « 1 » امام باقر عليه السلام كميت شاعر را تشويق مىكند : « تا دربارهء ما شعر مىگويى موّيد به روح القدس هستى » . « 2 » امام هشتم عليه السلام دعبل شاعر را آن همه تكريم مىكند و لباس خاص خود را به او مىدهد و او هم عطاياى هارون را ناديده گرفته و براى ترويج دين قصيدهء مهمّى در هجو هارون و مدح امام سروده است . « 3 » يعنى زمان فرق مىكند ، وقتى قدرت به دست مذهب و رهبر مذهب است نيازى به اين تظاهرات نيست ، امام هم به درمان دردها مىپردازد ولى وقتى قدرت به دست ديگران است و مىخواهند رهبران مذهبى را از همه چيز ساقط كنند و حتّى به تعبير
هامش
( 1 ) - قاموس الرجال ج 7 ص 409 .
( 2 ) - قاموس الرجال ج 7 ص 432 از كشى به سند صحيح از امام باقر عليه السلام .
( 3 ) - قاموس الرجال ج 4 ص 79 و 81 .