البته باز هم بايد گفت : مگر اينكه از نظر موقعيّت اجتماعى ، وضع فوق العادهاى باشد كه قهر را ايجاب كند و نمىدانم كه چنين وضعى زياد پيش مىآيد ياكم ؟ ولى مىتوانم بگويم : بسيارى اوقات هم قوهء خيال ما وجود چنان وضعى را در نظرمان قطعى جلوه مىدهد و
« نسئل اللّه الأخلاص و الخلوص » .
چيزى كه بايد به عنوان تابلو و نقشهاى براى پيدا كردن راه از چاه در اين بحث همواره در نظر داشت متن سه مادهء قانون قطعى اسلام است : 1 - وجوب ارشاد نادانان ، 2 - نهى از منكرات و افعال زشت هوسبازان 3 - وجوب حفظ حيثيّت اسلام .
بايد ديد از چه راهى مىتوان به اهداف مزبور رسيد . البته اين احكام ، سكوت مطلق در برابر مخالف و فاصله گرفتن را توصيه نمىكند ، و منافاتى با روشن كردن افراد ( در صورتى كه ضررى نداشته باشد ) به كارهاى فاسد دشمن ندارد ، چنانچه همان امام صادق عليه السلام كه فرمان مدارابا عامّه را صادر مىكند در مجالس خصوصى مظالم ابوبكر و عمر را هم بيان مىكند و مىفرمايد : « ما بنى اميّه بزرگان و كودكان خود را فرمان به تبرّى از آنهامى دهيم . . . همه گناههاى پس از آنها به گردن آنهاست » . « 1 »
هامش
( 1 ) - قاموس الرجال ج 7 ص 430 . يعنى جريان سقيفه و غصب خلافت على عليه السلام تاريخ اصيل اسلامى را عوض كرد . انحرافها و گناهها معلول آن حادثه هستند ، به وجود آوردندگان حادثه سقيفه در گناه همهء انحرافهاى بعدى شريكند .