آرى وقتى پيكار مستقيم امكان ندارد ، وقتى حقيقت مذهب را نمىتوان تحقّق بخشيد ، بايد لااقل به صورت تذكّر پيكارهاى گذشته ، حقيقت مذهب را در اذهان مردم ترسيم نمود و تابلوى آن را از طريق تجلّى دادن الگوها تصوير كرد . در زمان حكومت امام مجتبى عليه السلام هرگز براى و بعنوان رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله و شهادت على عليه السلام تعطيل عمومى نمىشود و دستجات عزادارى به راه نمىافتد و تاريخ چنين چيزى را ضبط نمىكند ، بلكه امام حسن عليه السلام راه آنها را تعقيب مىكند ، ولى وقتى تعقيب راه آنان امكانپذير نيست براى ترسيم حقيقت مذهب چه بايد كرد ؟ جز نشان دادن راه گذشته ؟ تا مردم يادشان نرود كه وسط راه هستيم و حركتمان تمام نشده است .
شعاير اسلامى تنها اين نيست ، چون از اينها سؤال مىشود و اينها در متن قانون به صورت صريح ، و عنوان اوّلى نيامده است ، خواستم روح آن را بيان كنم . و گرنه نماز جماعت و حجّ و عيد قربان و فطر و غدير و جمعه و به طور كلّى روزهاى الهى « 1 » كه خصوصيّى در متن مذهب و يا تاريخ مذهب پيدا كردهاند همه از شعايرند و چه شعاير مهمّى ؟ ! البته بايد اهداف ائمّه عليهم السلام در اين شعاير پياده شود ، محافل تبليغاتى و حتّى روضه خوانى از وضع موجود ( هر چند كه تا حدودى از وضع 20 سال پيش بهتر شده است ) خارج شوند ، نمازهاى جماعت مظهر اختلاف نباشد ولى حتما اين را هم بگويم كه : عدمش با همين وضع هم ، به ز وجود نيست ، بايد در راه بهتر شدنش كوشيد نه اينكه مردم را از اين قبيل كارها هم سست كرد .
هامش
( 1 ) - و ذكرهم بايام اللّه . قرآن كريم سورهء ابراهيم 5 .