است ، منتها نه معصيت قوانين جزايى ، . مثلًا قانون محبت كه يك قانونى است خودش ، جزايش هم اين است كه اگر مخالفت كرد محبوب ديگر به او بىاعتنايى يا كم اعتنايى مىكند .
گاهى مىگويند پس چرا على عليه السلام نزد اينها مىرفت ؟ چرا به مسجد مىرفت ؟ چرا به ابوبكر اقتدا مىكرد ؟ تا در ظاهر آنها تاييد شوند ؟ جوابش اين است كه نه به قصد تاييد ، بلكه گاهى شرايط طورى است كه اگر فرد ذى حق خانه بنشيند بدتر مىشود . آنها مىخواستند كه على ( ع ) در خانه بنشيند و اگر على ( ع ) مىرفت و در خانه مىنشست آنها خيلى خوششان مىآمد از اينكه على ( ع ) در خانه نشسته و آنها هم پشت سرش هر چه مىخواهند مىگويند و مىكنند و او هم كه نيست تا دفاع كند اصلا وظيفه بود كه در جمع حضور بايد براى اين كه خودش را نشان بدهد . لااقل وقتى خودش آنجا هست خجالت بكشند و جلوى رويش نتوانند حرفى بر عليه على ( ع ) بزنند به علاوه جلوى اين همه بىسوادى آنها را در بيان احكام و عقايد مىتواند بگيرد اينها مسأله مهمى است . اگر خودش كنار مىرفت خودش در انزوا واقع مىشد مثلًا وقتى كه موسى بن جعفر ( ع ) در زندان به شهادت رسيد ، وحشت عجيبى شيعه را فرا گرفت اگر امام هشتم ( ع ) ولايتعهدى را قبول نمىكرد هر چند زور و جبر بود ، البته خدا
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 146
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٤٦