تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
جور كرد ، مأمون اصرار كرد حضرت اول انكار كرد بايد قبول مىكرد ، اگر قبول نمىكرد شيعه به طور كلى در انزوا رفته و شايد اصلًا از بين مىرفت . اين عمل شيعه را جلو آورد و موقعيت داد و براى شيعه خيلى خوب شد . حالا عده‌اى هم چيزهايى مىگويند بگويند ، در مقايسه با هدف كلى مهم نيست على ( ع ) بيايد و در مسجد ، حرفهايش را بزند ، بايد در مسجد باشد مسألهء اقتدا كردن حضرت در نماز به آنها از باب تقيه ، درست است شايد هم نمازش را اعاده مىكرده چنان كه در برخى روايات آمده ما چه مىدانيم . خلاصه وظيفهء حضرت اين بوده كه در جمعه و جماعات حاضر باشد و اگر نمىآمد ، خيال آنها راحت بود . در اين گونه مسائل اهم و مهم ميزان است . ميزان مصلحت است . ضمناً با حضور خود آنها را زير سؤال مىبرد . همه فهميدند كه آنها بيسوادند . در حالى كه اگر على ( ع ) در جلسات نمىآمد مردم نمىفهميدند كه آنها بيسوادند . و لياقت خلافت پيامبر را ندارند ، آخر همه مردم شنيده‌اند كه پيغمبر ( ص ) فرموده : من تصدى لامر . . . كسى كه متصدى كارى شود كه در مردم اعلم از او هست ، ملعون است ، حديث از خود پيغمبر ( ص ) است ، شيعه و سنى نقل كرده‌اند .