نكردى ، اين قضيه روايت معتبر است در كتاب وسائل هم نقل شده است . شما چرا استلام حجر نمىكنيد . فرمود : پدران من وقتى براى استلام مىرفتند مردم كوچه مىدادند و آنها استلام مىكردند ولى من مىآيم برايم راه باز نمىكنند من هم استلام نمىكنم . يعنى چه يك عمل مستحب به اين عظمت كه استلام حجر است ، امام انجام نمىدهد ، چرا ؟ براى حفظ عزت مكتب و رئيس مكتب ، اين حيثيت امام است . اگر يك كسى يك شخص ذى حق را نشناخت اين نبايد خودش را كوچك كند ، اگر شرايط طورى است كه اگر بنشيند احدى او را نمىشناسد و حق هم از بين مىرود بايد برود و حق را بگيرد ، نه حق شخصى را بلكه حق عمومى را براى اين كه حقيقت را بفهماند . اما اگر نمىتواند برود يا اينكه اگر همين جا بنشيند حيثيتش بهتر محفوظ است به آن مىگويند مبارزهء منفى بايد كنار بنشيند . حيثيت خودش را حفظ كند براى اينكه اگر برود حق را كه نگرفته ، هيچ ، آنها را هم تاييد كرده ، ولى اگر نرود آنها را تاييد نكرده ، حق را هم ممكن است گرفته باشد و ممكن است نگرفته باشد . لذا عقل اين را مىگويد . اهل بيت در تمام تاريخشان به اين عمل كردهاند يك جائى كه مىتوانستند مىرفتند . جائى كه مىبينند نه مىتوانند بگيرند و نه فايدهاى دارد آنجا مىبينند كه رفتنش فايدهاى ندارد ، چه بسا كه ضرر هم دارد در آنجا نمىرفتند .
مذهب تشيع، آينده تاريخ بشريت (فارسى) — صفحة 149
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٤٩