مصلحت انديشى امام ( ع )
در جلسات مىآمد و خودش را نشان مىداد تا حداقل يادشان بيايد كه پيغمبر ( ص ) در غدير خم چه فرمود . درست است كه تحت فشار حكومت هيچ نمىگويند ولى بالاخره قيافهاش را كه مىديدند يادشان كه مىآمد ولو فورا روى ذهن را بپوشانند ، لحاف وجدان كشى سر بكشند ولى بالاخره يادشان كه مىآيد ، اينها يك مسأله خيلى بالاتر است اصل حق خود را هم در ظرف خودش بعداً مىگويد در خطبهء شقشقيه فرمود ، در جاهاى ديگر فرمود . كسانى از رجال سياست هم در گذشته همين برنامه را داشتهاند مثلا خواجه نصير طوسى اگر در خانه مىنشست شايد خودش راحتتر بود ليكن اساس مكتب شيعه ضرر مىكرد . بايد برود با هولاكوخان تماس داشته باشد ، كارش را بهتر انجام دهد ابن سينا مىرود دنبال آن وزير ولو به زور بردند . ولى مىرود و كار را بهتر مىكند . يا مثل جريان زمان ابتداى شروع صفويه است . كه اگر علما كمك نمىكردند اساساً حكومت شيعه پا نمىگرفت . مصلحت مكتب را بايد در نظر گرفت ، موارد فرق مىكند استلام حجرالاسود در مكه چقدر ثواب دارد . همه مىدانيم كه چه قدر اجر دارد حضرت امام محمد باقر عليه السلام ، عبور كرد استلام نكرد ، يكى از اصحاب گفت كه يا بن رسول الله چرا استلام