تا بعد آن را جدا جدا كنند . نزول دفعى قرآن ؛ يعنى بودن قرآن به صورت يك مجموعه . سپس اين قرآنى را كه به صورت مدوّن بر پيامبر نازل شده بود : « فرقناه ؛ جدا جدايش كرديم . » و همين عبارت نشانگر نزول تدريجى قرآن است .
نزول سوم
اين كه ما مىگوييم قرآن دو نزول دارد ؛ دفعى و تدريجى ، غير از نزولى است كه در بعضى سورههاى قرآن آمده است . در بعضى سورهها بطور اخصّ كلمهء نزول آمده است ؛ مثل سورهء نور :
سُورَةٌ أَنْزَلْناها
.
همهء سورهها از طرف خدا نازل شده و به سورهء نور اختصاص ندارد . سورهء بقره و آل عمران هم نازل شده ، ولى چرا عبارت « انزلناها » دربارهء سورههاى ديگر قرآن گفته نشده است ؟
در پاسخ بايد گفت : اين نزول گونه سومى است ؛ يعنى نزول تدريجى است ، ولى به معناى پخش كردن و تدريجا بر مردم خواندن است ، حتى خود بتدريج گفتن نيز يكى از معناهاى نزول است .
توضيح مطلب اين است كه : اگر كسى بخواهد مطلبى را فقط در يك جمله بگويد ، جمله در حالهء ابهام فرو مىرود ، وقتى مطلب را تفصيل داد و آرام آرام آن را تشريح كرد ، براى مخاطبان بيشتر قابل فهم مىشود . و در حقيقت اين خود يك نزول است . تدريجى بودن خود نزول ، نزول ديگرى است . ( نزول سوّمى است ) .
نزول اوّل همان نزول دفعى است . نزول دوّم ، گفتن آن آيات و مطالب به صورت كلى و مبهم ، و نزول سوم جدا جدا و آيه به آيه و آرام آرام گفتن همان مطلب كلى است كه تفضيل آن آيات مبهم است . « 1 » مثلا : آيهء :
اللَّهُ الصَّمَدُ
دربارهء توحيد است و آيهء :
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
هامش
( 1 ) - حضرت امام خمينى از قول آقاى شاه آبادى نقل كردند كه ايشان مىفرمودند : « دعا را طورى بخوانيد كه گويا مىخواهيد چيزى را به بچه آموزش بدهيد ، كلمه به كلمه ، حرف به حرف ، و اين يعنى همان نزول تدريجى .