بعبارة اخرى ؛ يعنى و به بيان ديگر و بعد دوباره مىگويد : و ان شئت قلت ، يعنى اگر مىخواهى اين گونه بگو ! بنابراين ، براى تقريب به ذهن ، آن قدر تعبيرات را عوض مىكند و مطلب را پايين مىآورد تا به افق ذهن مخاطب نزديك شود . و تمام اينها چيزى جز نزول معنوى نيست . نزول قرآن از حقيقت خودش به سطح فكر انسان نيز نزول معنوى است ، آن هم نه به اين معنا كه چون از جانب خدا يا جبرئيل به پيامبر رسيد ، آن را نزول گفتهاند ، چون خدا ربّ است و پيامبر ، عبد ، يا جبرئيل مجرد كامل است و پيامبر مجرد استكمالى . اصلا اين معانى ، مورد نظر نيست .
حقيقت قرآن چيست
حقيقت خود قرآن پايين آمده است و حقيقت قرآن چيزى است كه هنوز آن را درك نكردهايم . حقيقت قرآن چيزى است كه انبيا در مقابلش خاضعند . حقيقت قرآن فوق نبوت و امامت و شهادت است . در روايت دارد كه در محشر وقتى همه خلايق در صف مخصوص خود ايستادهاند :
يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً
« 1 » ؛ قرآن وارد محشر مىشود ، به زيباترين صورتى كه مردم ديدهاند ، آن گاه از جلو تمام صفها رد مىشود ، از مقابل صف انبيا ، شهداء ، علما و . . . و در مقابل هر صفى كه قرار مىگيرد ، افراد آن صف مىگويند او از ماست ، ولى قرآن از صف آنها رد مىشود ، بعد گفته مىشود كه اين ، قرآن است و خودش صف جداگانهاى دارد . آنگاه به هر كه با قرآن ارتباطى دارد گفته مىشود : « اقرأ و ارق ؛ بخوان و بالا برو » « 2 » .
مقام قرآن از مقام انبيا و اوليا به مراتب بالاتر است . اين قرآن به اين عظمت تا نزول پيدا نكند درك نمىشود :
لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ
« 3 » معناى ظاهرىاش اين است كه بدون وضو لمس قرآن حرام است ، ولى معناى ديگرش اين است كه جز
هامش
( 1 ) - نبأ / 18 .
( 2 ) - كافى باب فضيلت قرآن .
( 3 ) - واقعه / 79 .