پيامبر عرضه مىكند . پس قرآن قطعا نزول دفعى دارد و جهتش آگاه كردن پيامبر از برنامه آيندهء اوست . مثلا
إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا
« 1 » نوعى نزول دفعى است .
پيامبر را اجمالا آگاه مىكند كه در آينده با مسائل سنگينى مواجه مىشوى . قاعدهء ساختن رهبر اين است كه او را از حوادث آينده آگاه سازد . پس نزول تدريجى قرآن از شب بعثت پيامبر و نزول دفعى قرآن از شب قدر بعد از بعثت شروع شد . و اين تأخير نزول دفعى از نزول تدريجى هيچ اشكالى پديد نمىآورد ، و شايد حكمتش اين بوده كه اوّل چند آيهاى بر پيامبر نازل شود تا او را آمادهء قبول آن نزول دفعى كند .
منتها اين كه نزول دفعى در شب قدر سال سوم بعثت بوده يا شب قدر همان سال اوّل ، معلوم نيست . چون روايات كه دارد تا سه سال بر پيامبر آيه نازل نشد ، مگر آيات اندكى ، نزول تدريجى آيات را مىگويد ، لذا احتمال دارد همان شب قدر سال اول بعثت ، قرآن دفعتا بر پيامبر نازل شده باشد . و احتمال دارد شب قدر سال سوم بعثت نازل شده باشد .
هامش
( 1 ) - المزّملّ / 5 .