تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣

جواب از اشكالات

ما عقيدهء خود را بيان كرديم كه قرآن دو نزول داشته است ابتدا به صورت دفعى بوده است . و ثمرهء اين نزول دفعى اين بود تا پيامبر به برنامهء حركت خودش در طول اين 23 سال آگاهى داشته باشند ، و بعد بطور تدريجى ، طبق نياز حركت انقلابى پيامبر ، در مواقع لزوم نازل شده است . و اين عقيدهء ما با آيات و روايات نيز سازگار است . اصولا ما در هر كارمان دو نزول داريم . شما اگر بخواهيد كتابى بنويسيد ، ابتدا از افق اعلاى فكر خودتان يك نظر اجمالى بر مطالبى كه قرار است ، نوشته شود مىاندازيد و بعد كه دست به قلم برديد ، مطالب را يكى بعد از ديگرى بتدريج روى كاغذ مىآوريد و چه بسا در نزول دفعى كه انسان از افق اعلا به مسائل نگاه مىكند ، اصلا الفاظ وجود ندارند ، بلكه در افق فكر ، فقط معانى و محتوا وجود دارد . امّا در نزول تدريجى همان معانى به الفاظ در مىآيند . و گفتيم كه هيچ راهى براى جمع آيات راجع به نزول قرآن وجود ندارد ، الّا اين كه بگوييم قرآن دو نزول دارد . امّا اين كه مرحوم شيخ مفيد اشكال كردند به اين كه : هر آيه‌اى در مورد حادثهء خاصّى نازل شده ، و ربطى به حادثهء ديگر ندارد . مىگوييم : حقيقت قرآن در نزول دفعى اين كلمات نيست ، بلكه حقيقت قرآن مسائل ، احكام و حقايقى است كه بر قلب پيامبر نازل شده است . روايتى داريم كه مىگويد : ثلث قرآن احكام است ، ثلث قرآن توحيد است ؛ ربع قرآن معاد است . منظور از اين كه ثلث قرآن توحيد است ، الفاظ نيست ، كارى به كلمات ندارد محتوا را اراده مىكند . يك جا توحيد را در
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ
« 1 » نشان مىدهد . و يك جا در برخورد ابراهيم با نمرود و گاهى در برخورد موسى با فرعون . جريان موسى و فرعون داستان است ، ولى همه‌اش جلوه‌هاى توحيد است . كارى به خصوص داستان موسى و فرعون يا ابراهيم و نمرود ندارد . حقيقت مطالب را به
هامش
( 1 ) - آل عمران / 190 .