كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ . . .
« 1 » اين يك نزول است ، كه گفتيم نزول سوّم حساب مىشود .
نزول چهارم
در آغاز سورهء نور بعد از آن كه مىفرمايد :
سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها
مىفرمايد :
وَ أَنْزَلْنا فِيها آياتٍ بَيِّناتٍ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
« 2 » ؛ و آيات روشن و بيّنى را در اين سوره نازل كرديم شايد شما متذكّر شويد . » از اين آيه به دست مىآيد كه « آيات بيّنات » اين سوره ، نزولى تازه و غير از نزول كلّ سوره دارد ( نزول چهارم ) پس يك نزول ، نزول كلّ قرآن است به صورت يكپارچه ، نزول دوّم ، نزول كلّ قرآن است ؛ تدريجا ، نزول سوّم ، نزول خاصّ بعضى سورهها بطور عام است و نزول چهارم ؛ نزول بعضى از آيات سوره است به صورت ويژه ؛ يعنى خداوند مطالب را چهار مرتبه پايين آورده تا به افق فكرى انسانها نزديك شود .
تنها سورهاى كه داراى نزول سوّم و چهارم است ، سورهء نور است . سورهء حديد هم آياتى دربارهء توحيد دارد ، ولى نزول سوّم و چهارم ندارد . چرا ؟ زيرا مطلب بسيار بلند است و به هيچ نحوى قابل بيان در سطح افكار بشريت نيست ، و آن آيات اين است :
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
« 3 » ؛ خدا اوّل است و آخر ، ظاهر است و باطن و او به هر چيزى داناست » .
اين مطالب بلندى است كه بزرگان در فهم معناى آن در ماندهاند ؟
البته ممكن است ، غير از اين چهار نزول ، نزولهاى ديگرى هم به حسب مطالب باشد تا مطلب را سادهتر كند . شما اگر در بعضى از كتابهاى علمى مثل رسايل شيخ انصارى ملاحظه كنيد ، ايشان ابتدا يك مطلبى را مىگويند و بعد مىفرمايند : و
هامش
( 1 ) - نور / 35 .
( 2 ) - نور / 1 .
( 3 ) - حديد / 3 .