تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ
« 1 » « ما آسمان دنيا را با زينت ستارگان زينت كرديم » . تمام اين ستاره‌هاى نورانى در آسمان اوّل هستند . تازه اگر آسمان چهارم هم باشد ، تمام آسمانها مثل كرهء زمينند ، داراى كوه و سنگ و خاكند لذا احتمال مىدهيم كه « فى السماء الرابعة » بطور كلى در روايات نبوده و تنها همان لفظ « بيت المعمور » ذكر شده باشد و « فى السماء الرابعة » را مفسران و ادبا اضافه كرده‌اند . ما مىگوييم : مراد از « بيت المعمور » قلب پيامبر است . اگر « فى السماء الرابعة » نيز در روايات ذكر شده باشد ، گفتيم : كه طبق هيأت قديم مكان ماه است و اين اشاره به عظمت « بيت المعمور » است ، چون معمولا وقتى بخواهند چيزى را برسانند ، آن را به ماه تشبيه مىكنند . بيت المعمورى كه در آسمان چهارم است ، يعنى قلب آبادى كه چون ماه مىدرخشد . فيض كاشانى ، هم در تفسير صافى در ذيل آيهء :
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ
« 2 » فرموده : ضمير در « به » به قرآن بر مىگردد ؛ يعنى قرآن را روح الامين بر قلب پيامبر نازل كرد نه بر بيت المعمور ؛ در نزول دفعى ، ما مىگوييم : تمام قرآن بر قلب پيامبر نازل شد و آيهء :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
بر نزول دفعى قرآن دلالت مىكند و :
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ
بر محلّ نزول دفعى دلالت مىكند كه قلب پيامبر است . مرحوم ابو عبد اللّه زنجانى هم در تاريخ قرآن چنين عقيده‌اى دارد . علامهء طباطبايى هم در جلد دوّم الميزان همين عقيده را پذيرفتند و مىفرمايند : حقيقت قرآن ، غير از اين قرآنى است كه در دست ماست . حقيقت قرآن ، امّ الكتاب است
كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ
« 3 » ؛ كتابى كه آياتش محكم است ، امّ الكتاب
هامش
( 1 ) - الصافات / 6 . ( ظاهر گفتن اين كه تمام آسمانها مثل كره زمينند و داراى كوه و سنگ و خاك هستند ناتمام باشد ، زيرا اين امر وابسته به تجربه است ممكن است در آسمان زمينى باشد كه ماهيتا با آسمان و زمين ما فرق كند ، لذا چون قدم تجربه اين جا لنگ است ، سكوت و لا ادرى نصف علم مىشود ) . ( 2 ) - الشعراء / 193 . ( 3 ) - هود / 1 .