پيامبر مىخواند ، پيامبر هم با او آيات را مىخواند . آيه آمد كه : صبر كن اى پيامبر تا وحى جبرئيل تمام شود ، بعد تو بخوان ! مرحوم مجلسى در بحار « 1 » مطالبى دارد كه تا حدّى اين عقيده را تأييد مىكند .
سيوطى در الاتقان مىگويد : قرآن به جايى در آسمان دنيا كه « بيت العزّة » نام دارد ، نازل و بعد تدريجا بر پيامبر نازل گرديد . منظورش از « بيت العزّة » همان « بيت المعمور » است . بازگشت حرف ايشان هم به همين مطلب است . در تفسير عياشى جلد اوّل نيز روايتى از امام صادق - عليه السّلام - نقل شده كه قرآن يكپارچه در ماه رمضان به « بيت المعمور » نازل شد ، و بعد تدريجا در طى بيست سال بر پيامبر نازل شد .
ابن هشام ، در باب اول در مغنى هم اين عقيده را بيان مىكند كه قرآن ابتدا به « سماء » دنيا نازل و بعد تدريجا به مدّت بيست سال بر پيامبر نازل شد .
اول به اين عقيدهء معتقد شدند و آن گاه به فكر افتادند كه نزول قرآن به بيت المعمور چه معنايى دارد ؟ اصلا بيت المعمور كجاست ؟ فخررازى در جلد پنجم تفسيرش مىگويد : احتمالا نزول به بيت المعمور براى تسهيل كار جبرئيل يا براى مصلحت پيامبر بوده است . اين توجيه خيلى توجيه نامفهومى است . آسانى كار براى جبرئيل كه مجرّد است به چه معناست و نزول دفعى به بيت المعمور چه منفعتى براى پيامبر مىتواند داشته باشد ، عقيدهء ما اين است كه نزول دفعى قرآن به قلب مبارك حضرت پيامبر بوده و منظور از بيت المعمور در روايات هم قلب پيامبر است . بيت المعمور ؛ يعنى « قلب آباد » و قلبى آبادتر از قلب پيامبر نيست .
البته ادعا نمىكنيم همه جا « بيت المعمور » به اين معنا باشد ، مثل اين كه روايت دارد : كعبه تا بيت المعمور ادامه دارد ، ولى در اين جا قابل تطبيق است آن گاه مىگوييم آسمان چهارم ، يعنى چه ؟ در هيأت قديم آسمان چهارم را مقرّ ماه مىدانستند ، ولى حالا تمام اين كرات را مال آسمان اول مىدانند :
إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 92 و 18 .