تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
خودش آگاه باشد . در هر كشورى معمولا برنامه‌هاى پنج ساله و ده ساله و بيست ساله طرح ريزى مىشود . براى آن كه شناخت اجمالى از برنامه‌هاى خود در آينده داشته باشند . آن وقت پيامبرى كه چنين مسؤوليت خطير بيست و سه ساله دارد و بايد برنامه‌اى به مردم ارائه كند كه تا روز قيامت باقى بماند ، نبايد از آيندهء كارش با خبر باشد ؟ پس اين عقيده تنها يك اشكال دارد و آن اين است كه « ليلة القدر » را به معناى جنس بگيريم خلاف ظاهر است . زيرا تنوين
« لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ »
در سورهء دخان كه مراد همان ليلة القدر است ، براى وحدت است ؛ يعنى تمام قرآن را در يك شب نازل كرديم .

عقيدهء سوم و ردّ آن

« 1 » قرآن فقط نزول تدريجى دارد . و معناى آيهء :
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ
اين است كه قرآن در فضيلت ماه رمضان نازل شده است كه ماه رمضان و روزه گرفتن آن چه فضيلتى دارد . اين عقيده هم بسيار سست و بى پايه است ، زيرا نه تنها استدلال آنها خلاف ظاهر است ، بلكه اين احتمال خلاف ظاهر در آيهء :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ
جا ندارد ، زيرا تنوين آن براى وحدت مىباشد ، يعنى در يك شب مبهم و نامعين ( اما يك شب ) نازل كرديم .

عقيدهء چهارم و ردّ آن

عقيده سيد قطب ( در تفسير فى ظلال القرآن ج 2 ) اين است كه قرآن يك نزول تدريجى بيشتر ندارد و آيهء « انزل فيه القرآن » يا شروع نزول آيات را بيان مىكند ، يا بگوييم : معظم آيات در شب قدر ، و بقيهء آيات در طول بيست سال نازل شده است . از ايشان مىپرسيم معظم قرآن كه در شب قدر نازل شده است ، آيا در يك شب
هامش
( 1 ) - اين عقيده را سيوطى در درّ المنثور از بعضىها نقل كرده است .