اين كه در يك شب قدر تمام قرآن نازل شود ) و شب قدر سال آينده هم به مقدار ، نياز همين گونه تا شب قدر آينده ، و در بين اين يك سال ، جبرئيل دوباره آن آيات را كه به صورت يكپارچه نازل شده بود ، بتدريج و به مقتضاى حال بر پيامبر نازل مىكرد . پس اينها به دو نزول براى قرآن قائلند ، يكى نزول دفعى و يكى نزول تدريجى ، ولى نزول دفعى به معناى نزول تمام قرآن نيست ، بلكه نزول آيات مورد احتياج در هر شب قدر تا سال آينده .
رد عقيده دوم
اين عقيده نه با عقيدهء كسانى كه مىگويند قرآن يك نزول دارد ، همسانى دارد و نه عقيدهء كسانى كه مىگويند قرآن دو نزول دارد ، زيرا آنها نزول دفعى قرآن را ، نزول تمام قرآن مىدانند ، نه اين كه در هر شب قدر به اندازهء احتياج نازل شود .
علاوه بر اين ، شما « ليلة القدر » را بايد جنس بگيريد ؛ يعنى قرآن را در جنس شب قدر نازل كرديم ، اگر كسى هر شب جمعه جلسه داشته باشد ، اشتباه است بگويد ما شب جمعه جلسه داريم ، بلكه بايد بگويد ما هر شب جمعه جلسه داريم . خدا هم بايد مىگفت : ما قرآن را در شبهاى قدر نازل مىكنيم . شب قدر را مىتوان جنس گرفت ، ولى به قرينه احتياج دارد ، و بدون قرينه ، خلاف ظاهر است .
اشكال ديگرى به اين عقيده كردهاند كه : اين عقيده اصلا با « انزل » و « انزلناه » همگونى ندارد ، زيرا اين دو كلمه به معناى گذشته هستند و خود اين دو آيه را شامل نمىشود . پس نزول قرآن بايد فقط تدريجى باشد . جواب اين اشكال را داديم كه :
تعبيرات نزول دفعى و نزول تدريجى يكسان نيست ، و اين تعبيرات به نزول دفعى قرآن مربوط است .
اشكال ديگرى كردهاند كه : ما به نزول دفعى آيات در هر شب قدر چه نيازى داريم ؟ هر موقع كه به آيه احتياج بود ، جبرئيل نازل مىكند .
اين اشكال هم وارد نيست ، زيرا بايد رهبر جامعه ، قبلا بطور اجمال از برنامهء