يعنى جنس قرآن در ماه رمضان نازل شد ، هر چند اين جنس ، به نزول يك آيه محقّق شود . « 1 »
بررسى عقيدهء اوّل
چند نكته در لابهلاى شواهد ايشان قابل بررسى است :
1 - آيا در شب بعثت كه بر پيامبر آياتى نازل شد ، آن آيات ، آيات قرآن بوده يا نه ؟
اگر بگوييد : از آيات قرآن بوده است ، پس شروع نزول قرآن از شب مبعث بوده است . و اگر بگوييد : از آيات قرآنى نبوده است و بعدا خداوند دستور داد آن را در ميان آيات قرآن قرار دهند . ما اين جواب را نمىپذيريم . همانطور كه نسخ آيات را به معناى « رفع » ، بر خداوند محال مىدانيم و مىگوييم نسخ به معناى دفع است ؛ يعنى از اوّل ، مدّت حكم آن ، موقّت بوده است . اين را هم محال مىدانيم كه خداوند در ابتدا آن آيات را به قصد غير قرآن بر پيامبر نازل كرده و بعد رأى خدا عوض شده باشد و فرموده آن را در لابهلاى قرآن قرار دهيد .
2 - شما گفتيد : كارهايى كه انجامش مدّتى طول مىكشد ، انجام آن را به روز شروع نسبت مىدهند و اين تعبير معمول و رايجى است . ما اين را در همه موارد آن قبول نمىكنيم . آن فردى كه گفت من طلبگى را از روز آمدن به قم شروع كردم ، منظورش از طلبگى ، شروع به درس خواندن بوده است . امّا در مورد كارى كه مجموعش يك معنا دارد ، نمىتوان اين تعبير را دربارهء آن به كار برد ؛ مثلا كسى كتابى نوشته ، اگر از او بپرسند كتاب را چه زمانى نوشتى ؟ بگويد : ساعت دو بعد از ظهر پنج شنبه . آيا اين تعبير را مىپسنديد ؟ اگر اين را هم بگويد ، مرادش اين است كه در آن ساعت به كتاب نوشتن شروع كرد ؛ يعنى بسم اللّه . . . آن را نوشتم . هيچ وقت نمىگويد كتاب را آن هنگام نوشتم . قرآن هم يك كتاب است و اين تعبير دربارهء او صحيح نيست .
هامش
( 1 ) - اين دليل از اين شهر آشوب در كتاب متشابهات القرآن ذكر كرده است .