امّا اين كه فخر رازى گفته : شروع كارهاى ملل و دول ، شروع تاريخ است .
مىگوييم اين مطلب به بحث ما ربطى ندارد . تاريخ را ممكن است از خيلى حوادث شروع كنند ؛ مثل هجرت پيامبر يا . . . ، ولى اين كه تاريخ با فلان رويداد شروع شد با اين كه بگويند كلّ آن واقعه در آن تاريخ اتفاق افتاد ، فرق دارد . مرحوم علامه ، از سال 1330 شمسى نوشتن الميزان را آغاز كرد . اگر كسى بپرسد شما چه وقت كتاب الميزان را نوشتيد ؟ و ايشان جواب بدهد در سال 1330 ، فورا خواهند پرسيد كه همهء بيست جلد را در سال 1330 نوشتهايد ؟ آن وقت مجبور است توضيح دهد كه نه ، شروع آن از 1330 بود . اين نشانگر آن است كه اين تعبير ، عرفى نيست و تسامح در تعبير است .
3 - اگر بگوييد : نزول قرآن از سال سوم بعثت آغاز گرديد ، مىگوييم سورهء حمد چه هنگام نازل شد ؟ اگر سال سوم بعثت نازل شده باشد ، معنايش اين است كه پيامبر تا سال سوم بعثت نماز نمىخوانده است . مگر اين كه بگوييد : پيامبر نماز را بدون سورهء حمد مىخوانده است . در حالى كه شيعه و سنّى اين روايت را از پيامبر نقل كردهاند كه : « لا صلوة الّا بفاتحة الكتاب » نماز بدون فاتحه الكتاب ، نماز نيست .
حمد را به عنوان فاتحة الكتاب نام برده است ؛ يعنى سورهء حمد شروع كتاب است ، از اوّل بعثت ، سورهء حمد فاتحة الكتاب بوده است .
4 - اين كه گفتيد : « انزل » صيغهء ماضى است و خود اين آيه را شامل نمىشود در جواب ، بايد گفت : اين آيه در مقام بيان نزول دفعى قرآن است ، نه نزول تدريجى ؛ يعنى قرآن در ماه رمضان به صورت يكپارچه نازل شد .
عقيده دوم
عدهاى « 1 » گفتهاند كه در شب قدر هر سال آيات مورد احتياج مردم نازل مىشد ( نه
هامش
( 1 ) - فخر رازى در ج 5 تفسير كبير قائل به اين قول است ؛ سيوطى در درّ المنثور از ابن جرير ؛ مجمع البيان از ابن عباس و سيوطى در اتقان از « ماوردى » اين عقيده را نقل كردهاند .