قدر اتفاق افتاده است و اين كه در شب بعثت نيز ، آياتى بر پيامبر نازل شده به عنوان آياتى از يك كتاب آسمانى نبوده ، و بعدا وارد قرآن شده است . در شب قدر هم قرآن مجموعا نازل نشده است ، بلكه نزول تدريجى قرآن از شب قدر شروع شد . و اين تعبير ، تعبير بسيار معمولى است كه وقتى يك كار طولانى ، از زمانى شروع شود ، مىگويند ما فلان كار را در آن زمان انجام داديم ، در حالى كه شروع كار در آن زمان بوده نه اتمام كار . مثل كسى كه بيست سال است ، طلبه است ، ولى مىگويد : روزى كه ما به قم آمديم ، طلبه شديم . در حالى كه آن روز ، روز شروع طلبگى بوده است .
نظير اين تعبير را در بحثهاى فقهى نيز داريم ؛ مثلا وقتى در نماز جماعت شركت مىكنيم و بعد از تكبيرة الاحرام امام جماعت ، تكبيرة الاحرام مىگوييم . آيا فقط تكبيرة الاحرام خود را به نماز امام وصل كرديم يا نمازمان را ؟ يقينا نمازمان را متصل به نماز امام جماعت كرديم ، منتها شروع آن با تكبيرة الاحرام بوده است .
بنابراين چون آغاز نزول قرآن در شب قدر بوده ، صحيح است بگوييم :
إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
از امام صادق - عليه السّلام - در اصول كافى ، جلد دوم « 1 » نقل شده كه :
« نزل القرآن فى طول عشرين عاما » قرآن در طول بيست سال نازل شد . از طرف ديگر بعثت پيامبر 23 سال طول كشيد . آن وقت اين سؤال مطرح مىشود كه شروع قرآن از چه سالى بوده است ؟
از روايتى كه مرحوم شيخ طوسى از اكمال الدين صدوق « 2 » نقل كرده ، به دست مىآيد كه : سه سال اوّل بعثت ، آيات زيادى بر پيامبر نازل نشده است .
قال الصادق - عليه السّلام - « مكث رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و إله و سلم - بمكّة بعد ما جاءه الوحى عن اللّه
هامش
در الاتقان اين قول را از جمعى نظير شعبى نقل مىكند - فخر رازى اين قول را در تفسيرش اختيار كرده است . - زمخشرى در كشاف اين قول را اختيار نموده است . - شيخ مفيد هم از شرحش بر عقايد صدوق بدست مىآيد كه اين را قبول كرده است .
( 1 ) - اين مضمون در تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 80 ؛ اعتقادات صدوق ، س 101 ؛ بحار الانوار مجلسى ، ج 18 ؛ تفسير شبّر در ذيل آيه 106 سورهء اسراء وجود دارد .
( 2 ) - در بحار الانوار ، ج 18 ، ص 177 هم اين روايت نقل شده است .