صفا و مروه كار كفّار است و به دليل احترام گذاردن به دو بت « اساف » و « نائلة » كه در سر اين دو كوه قرار داشته اين اعمال را به جاى مىآورند . آيه نازل شد :
إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما
« 1 » ؛ « بدرستى كه صفا و مروه از شعائر الهى هستند پس هر كه حج خانهء خدا را به جا آورد يا عمره بجا آورد . گناهى بر او نيست كه طواف به آن دو كند . . . » مىگويند : اين آيه بعد از سال ششم هجرى نازل شده ؛ زيرا قبل از آن مسلمانها نمىتوانستند حج را به جاى آورند . با اين حال ، اين آيه در سورهء بقره قرار گرفته است در حالى كه سورهء بقره اولين سورهاى است كه در مدينه نازل شد و بعد از آن آيات و سورههاى زيادى بر پيامبر نازل شد و قاعدتا بايد اين آيه در سورههاى بعدى قرار مىگرفت پس معلوم مىشود نظم قرآن ، نظم الهى نيست .
در پاسخ بايد اظهار داشت اولا چه مانعى دارد كه خداوند پيش از توانايى مسلمانها از به جاى آوردن مناسك حجّ ، آيات حج را نازل كند ، با اين هدف كه شوق طواف و اعمال حج را در دل مسلمانها به وجود آورد ؟ پس لزومى ندارد اين آيات حتما در سال ششم هجرى نازل شده باشد .
دوم اين كه : نزول دفعى را نبايد با نزول تدريجى ، درهم آميخت . نزول تدريجى بايد طبق وقايع تاريخى شكل بگيرد ، امّا نزول دفعى اين گونه نيست . پيش از اين گفتيم كه نظم قرآن ، نظم هدايتى است و با نظمهاى ديگر فرق دارد . تا اين جا شواهدى بود كه آنها ذكر كرده بودند . يك شاهدى هم ما به جاى آنها براى تأييد حرفشان ذكرى كنيم . در سورهء قيامت از آيهء اوّل تا آخر آيهء پانزده ، و از آيهء 20 تا آخر سوره ، مربوط به قيامت است ولى بين آيات مربوط به قيامت از آيهء 16 تا 19 مىفرمايد :
لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ * إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ ،
ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا بَيانَهُ
.
هامش
( 1 ) - البقرة / 158 .