گفتهاند : اين آيات چه ربطى به قيامت دارد كه در وسط آنها قرار گرفته ؟ اين چه نظمى است ؟
اين كار با نظم قرآن منافاتى ندارد . مثل اين كه شخصى يك ساعت سخنرانى مىكند ، ناگهان در وسط سخنرانى مىگويد : آقايان حواستان جمع باشد ، يا مىگويد :
« در را باز كنيد » اين شيوهاى بر خلاف نظم و ترتيب نيست ، بلكه حافظ نظم است .
منتها خداوند عين همين جملهء وحى را در قرآن براى جهاتى حفظ كرده است .
روايت ديگرى نقل شده كه آن را از تفسير نور الثقلين نقل مىكنم . اين روايت در بحار هم هست .
عن امير المؤمنين - عليه السّلام - حديث طويل و فيه يقول - عليه السّلام - لبعض الزّنادقة : و امّا ظهورك على تناكر قوله :
وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ
، « 1 » ليس يشبه القسط فى اليتامى نكاح النّساء ، و لا كلّ النّساء يتامى ، فهو ما قدّمت ذكره من اسقاط المنافقين من القرآن ، و بين القول فى اليتامى و بين نكاح النّساء من الخطاب و القصص اكثر من ثلث القرآن ، و هذا و ما اشبهه ممّا ظهرت حوادث المنافقين فيه لاهل النّظر و التّامّل ، و و جدا المعطّلون و اهل الملل المخالفة للاسلام مساغا الى القدح فى القرآن ، و لو شرحت لك كلّما اسقط و حرّف و بدّل ما يجرى هذا المجرى لطال و ظهر ما يخطر التّقيّة اظهاره من مناقب الاولياء و مثالب الاعداء « 2 » ؛ يكى از زنادقه از حضرت دربارهء معناى آيهء 4 سورهء نساء پرسيد : « اگر مىترسيد كه در بين يتيمان عدالت را رعايت نكنيد ، پس به نكاح در آوريد زنهايى را كه براى شما حلال هستند » عدالت دربارهء يتيمان چه ربطى به نكاح زنان دارد ؟ همهء زنها كه يتيم نيستند . حضرت در جواب فرمودند : « من پيشتر نيز جوابت را دادهام كه منافقان بعضى از آيات قرآن را برداشتند . بين اين دو مطلب بيشتر از ثلث قرآن بوده و افتاده
هامش
( 1 ) - النساء / 3 .
( 2 ) - احتجاج الطبرسى ؛ تفسير نور الثقلين ، ج 1 ، ص 363 .