تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
شما ادعا مىكرديد كه عثمان اختلاف قرائتها را به هم زد ، اگر اين اختلاف قرائتها در زمان خود پيامبر بوده و به قول شما خود پيامبر هم به اين اختلاف قراءات تصريح كرده است ، پس چرا عثمان اين كار را كرد ؟ بعضى گفته‌اند مراد از سبعه احرف ، احكام سبعة يا ابواب سبعة است ، مثل اين كه مىگوييم فلان كتاب ، هفت فصل دارد ، مثل زجر و امر ، حلال و حرام ، محكم و متشابه و امثال و . . . روايتى هم وارد شد كه قرآن بر پنج حرف نازل شده ، حلال ، حرام ، محكم ، متشابه ، امثال . جواب اين است كه ما چه دليلى داريم كه قرآن بر هفت حرف است ؛ يعنى هفت باب و فصل دارد ؟ مگر تاريخ جزو ابواب قرآن نيست ، و حال آن كه در اين دو روايت اسمى از تاريخ برده نشده است . ضرب المثل موضوعى غير از تاريخ است ، حقائق تاريخى قرآن غير از ضرب المثل است ، ضرب المثلهاى قرآن مثل :
إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً
« 1 » ،
« كَمَثَلِ الْحِمارِ »
« 2 » . امّا حقايق تاريخى زندگى انبياى گذشته ، هرگز جنبهء مثل ندارند . بعضى گفته‌اند كه معناى « القرآن على سبعة احرف » نزول قرآن بر اساس زبان فصيح است ، بطورى كه بعضى آيات طبق زبان قريش ، هذيل و هوازن و يمن و تميم و ثقيف و . . . نازل شده است . گويا خدا مىخواسته دل همه را به دست آورد ! بيهقى ، صاحب تاريخ بيهقى و سنن بيهقى اين توجيه را از روايت كرده است . البته در مجمع و تبيان هم در ذيل بعضى آيات دارد كه اين آيه طبق زبان فلان قبيله است . اين نظريه نيز با روايات قبلى سازگار ندارد روايتى از عمر نقل شده است كه او گفته : قرآن تماما به لغت « مضر » نازل شده است ؛ مضر از ريشه‌هاى اوليه زبان قريش است . روايات ديگرى نيز در اين زمينه نقل شده است . بنابراين نمىتوان اين معنا را نيز پذيرفت .
هامش
( 1 ) - بقره / 25 . ( 2 ) - جمعة / 5 .