تخطي إلى المحتوى الرئيسي

درسهائى از علوم قرآن (فارسى) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
شوند ؛ مثلا « يخادعون » ، « يخدعون » شود ؟ يا اين كه « مالك » « ملك » شود ؟ عقيدهء ما آن است كه مراد همان نوع قرائت است ؛ يعنى ، وقف به حركت يا وصل به سكون و مانند اينها ، يا فوقش اختلاف لهجه در تلفظّ حروف است ؛ مثلا « ضاد » ى را كه اهل مكه و مدينه مىگويند با « ضاد » ى كه اهل مصر مىگويند ، تفاوت فراوانى دارد . مصريها غالبا حرف « جيم » ندارند ؛ و به جاى آن از « گاف » استفاده مىكنند ؛ مثلا « رئيس الجمهوريّة » را « رئيس الگمهورية » مىگويند . امروزه عربهاى اندونزى كه از « علويّون » گذشتهء آن جا هستند ، نوع تلفّظشان با عربهاى لبنان فرق دارد ، حتى با عربهاى مكه و مدينه نيز فرق دارد ، ولى همان حرف را تلفظ و همان حرف را مىنويسند . روايتى نيز وارد شده كه تا حدّى مؤيّد حرف ماست : انّ هذا القرآن انزل على سبعة احرف فاقرؤا و لا حرج و لكن لا تختموا ذكر رحمة به عذاب و لا ذكر عذاب برحمة . اين مانند همان روايت اوّلى است ، كه راجع به وقف است . اگر آيهء عذاب را مىخوانيد سر عذاب وقف كن و بعد شروع به خواندن آيهء رحمت كن و بر عكس . يك مسئله فقهى نيز داريم كه كسانى كه نمىتوانند حمد و سورهء خود را درست تلفظ كنند ، آيا نمازشان باطل است ؟ جواب اين است كه نه ، زيرا « يرفع اللّه تعالى من العرب بعربيّة و من العجم بعجميّة ؛ خدا از عرب ، عربى را مىپذيرد و از عجم ، عجميّة را » . البته اگر كسى مىتواند به لهجهء عربى صحيح بخواند بايد آن را ياد بگيرد و صحيح بخواند ، امّا كسى كه توانايى آن را ندارد و فقط عربى را به لهجهء فارسى ادا مىكند به لهجهء فارسى بگويد ، ولى بايد مراعات كند كه الفاظ را غلط نخواند ، حرفى را كم و زياد نكند و گر نه نمازش باطل است . روايتى وارد شده است كه : « قال رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و إله و سلم - انزل القرآن على سبعة احرف عليم ، حكيم ، غفور رحيم . » ظاهر روايت اين است كه قرآن بر هفت حرف نازل شده است كه چهارتاى آن